![]() |
![]() |
|
| غمت در نهان خانه ی دل نشیند *** به نازی که لیلی به محمل نشیند |
|
بسم الله الرحمن الرحیم جای شما خالی در سه شب احیاء
الحمدالله به ما اجازه داده شد تا یک سال دیگر هم بتوانیم قرآن به سر
بگیریم و سرنوشت یک سال دیگرمان را هم تعیین کنیم.
مراسم شبهای قدر امسال هیئت هم مثل هر سال ، پرشور و معنوی با
حضور علماء و ذاکرین اهل بیت(ع) و حضور سردار سپاه اسلام
حاج محسن رضایی (در شب بیست و سوم)
و سایر عاشقان ائمه(ع) به پایان رسید.
انشاالله خدا امسال را سال ظهور ولی نعمتمان
حضرت حجة بن الحسن (عج) قرار دهد. التماس دعا
|
|
سوره ی قدر : بيگمان اين قرآن را در شب قدر نازل کرديم. پس تو چه ميدانی که شب قدر چيست. شب قدر بهتر است از هزار ماه است.فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگار شان برای تقدير هر کار نازل ميشوند.شبی مملو از کرامت و برکت تا طلوع صبح.
ليلة القدر
ماه رمضان تمام روز ها و شبهای آن تمام ساعات و دقايق آن و تمام لحظات آن سرشار از فيض و برکت و درخشش انوار الهی ميباشد اما شب قدر جايگاه اختصاصی خود در ماه رمضان را دارا ميباشد.عبادت در اين شب متبرک بسيار ثواب و اجر عظيم داشته و همان طور که اين شب از هزار ماه بهتر است عبادت هم به هزار درجه افضل ميباشد و درصد اجابت دعا در اين شب بسيار بالا است پس بکوشيم تا اين شب را دريابيم و با ذکر خدای متعال و انجام اعمال نيک و دستگيری از تهيدستان و يتيمان و بيوه زنان از خدا بخواهيم که سعادت يافتن اين شب را نصيب مان گرداند.
قدر دو معنی دارد يکی اندازه کردن وقت و فيصله کردن است يعنی اينکه خداوند(ج) اندازه هر چيز را مشخص کرده و وقت آن را معين ميکند احکام نازل ميدارد و تقدير هر چيز را مقرر ميدارد . آيت قرآن کريم است: (فيها يفرق کل امر حکيم* امرا من عندنا.«الدخان آيات ۴ و ۵»« در آن شب هر فرمانی بر حسب حکمت صادر ميشود. فرمانی از جانب ما.»
معنی ديگر قدر عظمت و بزرگی است . يعنی ليلة القدر آن شبی است که در نزد خداوند(ج) بسيار با عظمت و با فضيلت است و برای قدر و عظمت آن اين دليل کافی است که خداوند متعال اين نعمت عظيم يعنی قرآن مجيد را نازل فرموده است.
صدقه فطر بر هر مسلمانی که زندگی متوسط و آرامی داشته باشد ؛ بر زن و مرد و بالغ و نابالغ واجب است و آنکسی که بيشتر از ضروريات اصلی دارائی داشته باشد صدقه فطر بر آن واجب است و برای واجب شدن صدقه فطر ضروری نيست که مثل حکم زکات يک سال بر مال شخص بگذرد بلکه اگر از چند لحظه قبل از طلوع فجر نيز خداوند (ج) کسی را صاحب ثروتی ساخت پس صدقه فطر بر وی واجب ميگردد
در روايات مختلف است که ليلة القدر در دهه آخر ماه ماه مبارک رمضان است و از جضرت عايشه (رض) روايت است که حضرت محمد(ص) فرمودند:« ليلة القدر را در ده شب آخر ماه مبارک رمضان و در شب های طاق جستجو کنيد.»(صحيح البخاری)
از حضرت عايشه (رض) روايت است که رسول الله (ص) در دهه اخير رمضان چنان به ذکر و عبادت توجه خاص ميفرمودند که در ايام ديگر نمی فرمودند رسول اکرم (ص) در اين شب بيش از پيش به سجده و قيام و ذکر و تسبيح ترغيب نموده فرمودند: « هنگاميکه ليلةالقدر می آيد پس جبرئيل امين با جمع کثيری از ملائکه به زمين فرود می آيند و برای آن بنده دعای رحمت و مغفرت ميکنند که ايستاده و نشسته به ذکر و يا عبادت خداوند(ج) مشغول ميباشد» و همچنين ارشاد فرمودند که: « ای مردم بر شما ماهی آمده است که در آن شبی است که از هزار ماه افضل است . آن کسی که از اين شب محروم ماند پس وی از همه امور خير محروم گرديده است و در اين شب کسی از خير و برکت محروم ميگردد که وی واقعا محروم است»(ابن ماجه)
در شب قدر هر دعای که انسان به درگاه خدای متعال بکند مورد قبول واقع ميشود و بيان حضرت عايشه (رض) است که: من به رسول کريم (ص) گفتم که اگر برايم معلوم گردد که کدام شب ليلة القدر است به من بگوئيد که در آن شب چه دعای بکنم؟رسول خدا(ص) فرمودند اين دعا را بخوان:« اللهم انک عفو کريم تحب العفو فاعف عني» يعنی ای بار خدايا ! تو نهايت آمرزنده و بخشنده ای و آمرزش برايت پسنديده است پس خطا های مرا عفو کن.»
اميدواريم که خداوند توفيق عنايت فرمايد تا از جمله مقربان درگاهش گرديده و با انجام فرائض واجبات و سنن و مستحبات و شب زنده داری در اين ماه پر فيض اين شب متبرک را هم دريابيم و با دعا و نيايش از خداوند(ج) بخواهيم که گناهان ما را عفو کرده و حاجات ما را بر آورده سازد.
و ما توفيقی الا باالله
التماس دعا
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امام ابومحمد حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام؛ دومین پیشوا از امامان معصوم اهل بیت، یکی از پنج تن آل عبا و نخستین سبط رسول خدا (ص) است که پیامبر بزرگوار اسلام او و برادرش را دو سرور جوانان بهشت و دو گل خوشبوی خویش نامید . مادرش فاطمه علیها السلام دخت گرامی رسول الله و بانوی بانوان جهان می باشد . زادگاه شریفش مدینه و زمان تولد این مولود مبارک، بنابر مشهور عامه و خاصه پانزدهم رمضان سال سوم و یا دوم هجرت بوده است. البته در این مورد اقوال دیگری نیز نقل گردیده است. مثلا بعضی بجای رمضان، ماه شعبان را ذکر نموده اند که گویا با تولد حضرت حسین بن علی (ع) اشتباه کرده اند. در هر صورت نظر قطعی تر همان است که بیان گردید . امام حسن(ع) نخستین فرزند امام علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه علیها السلام است. محدث عظیم الشان شیعی، ثقه الاسلام کلینی در کتاب کافی از حضرت امام صادق (ع) روایت می کند که فاصله بین ولادت امام حسن و امام حسین (ع) فقط یک طُهر بوده و بین زاده شدن این دو برادر شش ماه و ده روز فاصله شده است ( طُهر = پاکیزگی را از عادت زنانگی ) . بنابراین معلوم می شود که مدت حمل حضرت حسین (ع) شش ماه بود که علی ابن ابراهیم قمی ، مفسر عالیقدر شیعی نیز در تفسیر خود به این نکته اشاره نموده است . اما این مطلب با آنچه که درباره تاریخ ولادت دو برادر ثبت کرده اند، سازگار نیست . زیرا ولادت حضرت حسین (ع) در شب پنجم شعبان سال سوم یا چهارم هجرت روی داده است و در نتیجه بین میلاد این دو برادر ده ماه و بیست روز فاصله بوده است که ابن شهر آشوب نیز در کتاب « المناقب » همین مبنا را پذیرفته است . البته اگر تولد امام حسن (ع) را سال دوم و تولد امام حسین (ع) را سال چهارم بدانیم ، این فاصله یک سال و ده ماه و بیست روز خواهد شد که با روایت قُتاده هماهنگی دارد ، زیرا او گفته است که فاصله بین ولادت دو برادر، یکسال و ده ماه بوده است. با توجه به آنچه گذشت ، میتوان نتیجه گرفت که روایت نخست ، اندکی مخدوش شده است و گویا راوی در اثر فراموشی ، مدت حمل حضرت حسن (ع) را به حضرت حسین (ع) نسبت داده است ، بدین معنی که امام فرموده فاصله بین میلاد برادر بزرگ و حمل برادر کوچک فقط یک طُهر بوده و سپس مدت حمل برادر بزرگ را شش ماه تعیین کرده ، اما راوی این مدت را به برادر کوچک نسبت داده است . البته احتمال می رود که این اشتباه از نویسندگان در هنگام نوشتن روی داده باشد . در هر صورت تردیدی نیست که فاصله بین میلاد این دو امام بزرگوار بیش از ده ماه بوده است . واقدی در کتاب « المغازی » می نویسد: بین ولادت امام حسن (ع) و حمل امام حسین (ع) مدت 50 روز فاصله شده است . هنگامی که امام حسن (ع) پا به عرصه گیتی نهاد ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از همسر خود خواست که او را نامگذاری کند ، اما علی (ع) فرمود که من در نامگذاری او بر پیامبر بزرگوار اسلام پیشی نمی جویم ، تا آنکه رسول خدا به خانه آنان وارد شد و نوزاد جدید را به خدمت حضرتش بردند . ایشان در گوش راست وی اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و او را « حسن » نامیدند ، اسمی که هرگز در دوران جاهلیت شنیده نشده بود . کلینی در کتاب کافی به نقل از ششمین امام (ع) می نویسد که حضرت رسول (ص) با دست خود برای نواده خویش گوسفندی عقیقه کرد و فرمود : « با نام خدا، این عقیقه را برای حسن تهیه می کنم . » سپس عرضه داشت : « بار پروردگارا استخوانش را بجای استخوان او ، گوشتش را بجای گوشت او ، خونش را بجای خون او و مویش را بجای موی او عقیقه می کنم ، خداوندا این عقیقه را پناه و نگاهبان محمد و آل محمد قرار ده . » در روایت دیگر آمده که حضرت دو قوچ کبود رنگ عقیقه فرمودند ، ولی گویا اصل روایت این بوده که ایشان برای هر یک از دو نواده خود یک گوسفند عقیقه کرده است ، همانگونه که ابن سعد در « الطبقات الکبری » به همین نکته اشاره نموده است . در ادامه روایت آمده است که رسول گرامی به قابله یک ران گوسفند و یک دینار طلا بخشید . سپس موی سر فرزند دلبند دختر خود را تراشید و امر کرد که هم وزن این مو ، نقره صدقه بدهند که وزن آن اندکی بیش از یک درهم شد . بعضی گفته اند که حضرت به دختر خود امر کرد که اینکارها را انجام دهد . بدینگونه بود که عقیقه نمودن و صدقه دادن نقره هموزن موی نوزاد از سنتهای دائمی اسلامی نزد دانشمندان گردید . همچنین پیامبر اسلام (ص) سر مبارک حسن بن علی (ع) را به ماده خوشبوئی آغشته فرمود و این کار را در مقابل عمل دوران جاهلیت انجام داد که سر طفل را بخون آغشته می نمودند . در کتاب اُسدُ الغابه از ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب نقل شده که گوید من به رسول خدا عرض کردم : « یا رسول الله در خواب دیدم که عضوی از اعضای شما در خانه من است » . حضرت فرمود : « خیر است ، بزودی فاطمه فرزندی می آورد و تو او را شیر می دهی . » زمانی بیش نگذشت که امام حسن (ع) پای به جهان نهاد و ام الفضل او را شیر داد . امام حسن (ع) فقط یک کنیه داشت و آن « ابومحمد » است که جد بزرگوارش برای او قرار داد . مشهورترین القاب ایشان عبارتند از : تقی ، زکی ، سبط . نقش نگین انگشتری آن بزرگوار را چند گونه نقل نموده اند : الفصول المهمه آنرا « العزه لله وحده » نقل می کند . وافی و کتابهای دیگر از امام ابوالحسن الرضا (ع) عبارت « العزه الله » را روایت می نمایند . صاحب بن عباد در کتاب « عنوان المعارف » جمله « الله اکبر و به استعین » را ذکر می کند و وافی بنقل از امام ششم می نویسد که نقش نگین هر دو نور چشم رسول خدا « حسبی الله » بوده است . حضرت حسن (ع) در زمان پادشاهی معاویه می زیست ( بهتر آنست ، بگوییم : معاویه در زمان امامت امام حسن (ع) خود را پادشاه خواند ) . سفینه ، خادم رسول الله سمت دربانی حضرتش را بر عهده داشت . از این امام بزرگوار مجموعا پانزده فرزند بر جای مانده که عبارتند از : زید ، ام الحسن و ام الحسین از مادری بنام بشیر بنت ابی مسعود ؛ حسن از مادری بنام خوله بنت منضور ؛ عمر، قاسم و عبدالله از مادری کنیز ؛ عبدالرحمن که مادر او هم کنیز بوده است ؛ حسین، طلحه و فاطمه از مادری بنام ام اسحق بنت طلحه بن عبدالله ، فاطمه ، ام سلمه و رقیه که مادرانشان متفاوت بوده اند . از این فرزندان فقط حسن و زید صاحب نسل بوده اند ، ولی از سیزده نفر دیگر نسلی بر جای نمانده است .
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايستبه تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مىدهيم. رمضان از اسماء الله است هشام بن سالم نقل روايت مىنمايد و مىگويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم. فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. () امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآيد كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان») شما به راستى نمىدانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است). واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان. و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است. در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمىكند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مىدارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مىگيرد و مىگويد: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.
فلسفه و حکمت روزه
روزه از نظر بهداشت جسم و سلامتبدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارىهاست اثرات فوق العادهاى دارد. مركز بيماريها معده است پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء» معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است. پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود پیامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مىفرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مىباشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندىهاى جامعه و عمران كشورها مىگردد، در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مىشود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مىگشايد. امام على(ع) در فلسفه روزه چه مىفرمايد؟ ما اگر پوياى فلسفه روزه و حكمت تشريع آن باشيم و از خواص و فوائد آن بخواهيم اطلاعات بيشترى پيدا كنيم و به اشكال تراشيهاى منتقدين پاسخ اقناع كننده بدهيم به سخنان حكيمانه و درربار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه گوش فرا مىدهيم در قسمتى از اين خطبه امام مىفرمايد: «و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لاطرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم، و اذهابا للخيلاء عنهم لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصيام تذللا») اميرمؤمنان عليه السلام به دنباله مطالب ارزشمندى مىفرمايد: از خدا بترسيد و از كيفر تباهكارى در دنيا، و از زيان ستمگرى در آخرت ... و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مىفرمايد، به وسيله نمازها و زكاتها، ( و سپس فوائد و پارهاى از علل و فلسفه روزه را بيان مىفرمايد) و كوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب، براى آرام ماندن دست و پا و اندام و ديگر ايشان (از معصيت و نافرمانى) و چشم به زير انداختنشان و فروتنى جانهاشان، و زبونى دلهاشان، و بيرون كردن كبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است ماليدن رخسارهاى نيكو براى فروتنى، و (هنگام سجده نمودن) چسبانيدن اعضاء شريفه (هفت موضع) را به زمين براى اظهار كوچكى و «ذلتبه پيشگاه با عظمتش» و در روزه رسيدن شكمها به پشتها براى خضوع و ناچيز دانستن خويش كه روزه و نماز و زكات فلسفهاش سازندگى و تزكيه، و تذلل و تقلل به پيشگاه حضرت حق است، و از چيزهائى است كه مىتواند آدمى را از چنگ شيطان نجات بخشد، و از انواع بيماريهاى ظاهرى و باطنى برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا ياد آدمى دهد، مخصوصا روزه است كه از امتيازات بخصوص برخوردار است، كه پاداش آن فقط به خداوند بزرگ برگزار شده است. كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) درجائى ديگر مىفرمايد:«و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق» () روزه براى آزمايش اخلاص مردم است خداوند روزه را براى آزمايش اخلاص مردم واجب فرموده است، كه روزه در اخلاص عمل بسيار مؤثر است، يعنى كسى كه روزه مىگيرد و تمامى روز را با همه امكان بخوردنيها و آشاميدنىهايى كه در اختيار دارد، در عين حال امساك مىنمايد، جز اخلاص به پيشگاه حضرت حق مفهومى ديگر ندارد، و در قسمتى از نهج البلاغه مىفرمايد: «و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب») و يكى از دلائل وجوب روزه اين است كه روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، يعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، كه به وسيله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مىآيد. خدايا از گرسنگى بتو پناه مىآوريم فوائد كم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است كه آدمى تاب گرسنگى زياد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زياد قرار دهد، بلكه در بعضى روايات رسيده است: «اللهم اعوذبك من الجوع»» خدايا از گرسنگى به تو پناه مىبرم، ولى در عين حال بايد متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسيارى در بردارد، و بر عكس پورخورى و سير بيمارى زيادى به همراه مىآورد. از نظر بهداشت و تندرستى، بايد غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابتشده است. افرادى كه كم مىخورند، از كسانى كه هميشه سير مىخورند سالمتر مىباشند، و تن درستترند. ابعادى در فلسفه روزه از بيان امام صادق(ع) هشام بن حكم از رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (عليهما السلام) مىپرسد از علت و فلسفه روزه، امام مىفرمايد: «انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و القير و ذلك ان الغنى لم يكن ليجد مس الجوع، فيرحم الفقير، لان الغنى كلما اراد شيئا قدر عليه، فاراد الله تعالى ان يسوى بين خلقه، و ان يذيق الغنى مس الجوع و الالم ليرق على الضعيف و يرحم الجائع» () حضرت صادق(عليه السلام): براستى خداوند روزه را واجب كرد، تا به وسيله او بين اغنياء و فقراء مساوات و برابرى به وجود آيد، و اين براى آن است كه ثروتمندانى كه هرگز درد گرسنگى را احساس نكردهاند، به فقراء ترحم نمايند، زيرا اغنياء هرگاه (خوردنى و آشاميدنى را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماكولات و مشروبات كردند) برايشان ميسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده» كه تا بين بندگانش از فقير و غنى، برابرى به وجود آورد، و اينكه سرمايه داران مسلمان الم جوع و گرسنگى را لمس نمايند، تا بر ضعفاء رقت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان و محرومان مىانديشد اسلام است. خصال هفتگانه مخصوص روزهداران در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چنين نقل مىفرمايد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ما من مؤمن يصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و تعالى له سبع خصال: اولها يذوب الحرام من جسده، و الثانية يقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر خطيئة ابيه آدم، و الرابعة يهون الله عليه سكرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش يوم القيمة و السادسة يطعمه الله عزوجل من طيبات الجنة، و السابعة يعطيه الله عزوجل برائة من النار، قال: صدقتيا محمد») . هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى فتخصلت را براى او واجب و لازم گرداند: 1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند، 2- به حمتخداى عزوجل نزديك مىشود، 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مىپوشاند، 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند، 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود، 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد، 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود) كه عرض كرد راست گفتى اى محمد. فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع) امام رضا(عليه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه مىفرمايد: «انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش، فيستدلوا على فقر الآخرة، و ليكون الصائم خاشعا ذليلا مستكينا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فيستوجب الثواب مع ما فيه من الامساك عن الشهوات و يكون ذلك واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما كلفهم و دليلا لهم فى الآجل و ليعرفوا شدة مبلغ ذلك على اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا فيؤدوا اليهم ما افترض الله لهم فى اموالهم» () وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مىپرسند، مىفرمايد: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواريهاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه شعبانيه مىفرمود: و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة، ياد آوريد از گرسنگى و تشنگى روزه داريتان گرسنگيها و تشنگيهاى روز قيامت را، كه اين يادآورى انسان را به فكر تدارك قيامت مىاندازد كه تا سعى كند، جد و جهد بيشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعيفش بنمايد و آنان را از امكانات مادى و غير مادى خويش بهرهمند سازد). (آنگاه امام عليه السلام خصوصيات صائم را اين چنين توصيف مىفرمايد) و هر آينه روزهدار بايد (به پيشگاه خداوند) بندهاى خاشع و ذليل و داراى استكانت و وقار باشد، (و خود و عمل خويش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند كه اعمال و زحماتش) به حساب مىآيد، (و ناديده گرفته نمىشود) و در همه حال به آنچه كه انجام مىدهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه كه از گرسنگى و تشنگى به او مىرسد صبر كند، و در آن هنگام با امساك از شهوات (و پيروى نكردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مىشود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزهداريش را به او مرحمتخواهد فرمود) و اين اوصاف حميده (كه براى صائم ذكر شد) واعظ خوبى براى روزهداران در دنيا خواهد شد، (كه اثرات وضعى اين اوصاف كاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب استبر روزهداران بر اداء آنچه كه مكلف به آنند و راهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان بايد بشناسند شدت و اهميت مشكلات فقرا و بيچارگان را كه تا رحمت آورند بر فقراء و مساكين در دنيا، سپس اداء نمايند حقوق آنان را كه خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (يعنى اينطور نباشد كه خود خوب بخورند و بپوشند و ديگران گرسنه باشند).
شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائى» مىگويد: و حسبك داء ان تبيتببطنة و حولك اكباد تحن الى القد!) يعنى: اين درد براى تو بس است كه شب با شكم پر بخوابى و در گردت جگرها باشد كه قدح پوستى را آرزو كنند (و براى آنان فراهم نشود چه جاى آنكه طعام داشته باشند.
بحثى ديگر در فلسفه روزه از امام رضا(ع) امام رضا (عليه السلام) در يك پرسش ديگر از فلسفه روزه چنين مىفرمايد: «علة الصوم لعرفان مس الجوع و العطش ليكون العبد ذليلا مستكينا ماجورا محتسبا صابرا فيكون ذلك دليلا على شدائد الآخرة، علت روزه از براى فهميدن الم و درد گرسنگى و تشنگى است، تا بنده ذليل و متضرع و ماجور و صابر باشد و بفهمد شدائد آخرت را، مع ما فيه من الانكسار له عن الشهوات و اعظاله فى العاجل دليلا على الآجل ليعلم مبلغ ذلك من اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا و الآخرة») علاوه بر اين كه در روزه انكسار شهوات و موعظه هست از براى امر آخرت تا بداند حال اهل فقر و فاقه را در دنيا و عقبى. بلى اين است قسمتى از فلسفه روزه از بيان حضرت رضا عليه آلاف التحية و الثناء. بلى روزه از افضل طاعات است، زيرا كه روزه مشتمل بر انكسار شهوات بهيميه است كه شريعت آسمانى و احكام الهى نيامده مگر براى تعديل شهوات و توقيف و مهار آنها كه در حد اعتدال انجام گرفته، و براى تزكيه و طهارت نفس و تصفيه آن از اخلاقيات رذيله، زيرا مقصود از صوم مجرد امساك از اكل و شرب و مباشرت با نسوان نيست، بلكه غرض نهائى آن كف نفس و نگهدارى آن از شهوترانىهاى حيوانى است، چنان كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: الصوم جنة فاذا صام احدكم فلا يرفث و لا يجهل و ان امرء جادله او شاتمه فليقل انى صائم: كه روزه سپرى است از براى شخص، زيرا يكى از شما اگر روزه گرفتسخن زشت نگويد، و كارهاى بيهوده نكند، و اگر كسى با وى مجادله كند يا او را شماتت نمايد، او بگويد من روزه هستم، مراد از اين حديثشريف نبوى (صلى الله عليه و آله) اين است: كه روزه وقايهاى است كه نگه مىدارد آدمى را از انحرافات و لغزشها، كه به واسطه آن از دشمنانى بزرگ چون شيطان نفس، دشمن درونى، خلاصى مىجويد، پس نفس را كنترل مىنمايد از شهوات نابجا، و شيطان را از خود دور مىنمايد. مجراى نفوذ شيطان را با روزه ضيق نمائيد بر اين مبنا رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ان الشيطان ليجرى من ابن آدم مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع»، كه شيطان جريان مىيابد و نفوذ مىكند در فرزندان آدم، مانند جريان خون در بدن پس مجارى شيطان را در وجود خود به واسطه گرسنگى يعنى روزه تنگ نمائيد،) و الحق، كه روزه بدون اثر چه فايده و ثمرى دارد؟ آرى فائده و اثرى ندارد كه آدمى غذاى ناهار خويش را به افطار تاخير اندازد، و از امساك و اجتناب از يك سرى مبطلات روزه، انواع تهمتها و دروغها و غيبتها و شهوترانىها و هتك حرمتخلق الله و حفظ نكردن ناموس خويش از نامحرمان و سوء تربيت فرزندان و سرعت غضب به حادثه كوچكى و ايجاد ضرب و شتم و صدها گناه ديگر مرتكب شود و بگويد من روزه هستم خير؟ اين نوع روزه اثرى و فايدهاى ندارد، بايد روزه قدرت ساختن و اصلاح نفس داشته باشد و روزه اين قدرت را دارد، لكن اين مائيم ارزش و اهمت او را تشخيص نداديم، و از اين نوع روزههاى بى اثر ثمرى جز گرسنگى و تحمل تشنگى عايد ما نمىشود، و چه فايدهاى است از براى روزهدار كه فريضهاى اداء كند و كبيرهاى مرتكب گردد، و با خيانتبر بندگان خدا در مال و عرض ايشان تجاوز نمايد روزه رابطه مستقيم با اخلاص دارد خلاصه كنم و اين بخش را «فلسفه روزه و حكمت مشروعيت» به سخن مولاى متقيان (عليه السلام) مزين نمايم كه امام عليه السلام در آنجا كه فلسفه پارهاى از احكام را تشريح مىفرمايد: «و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق» خداوند، روزه را براى آزمايش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است، و كسى كه به پيشگاه حضرت حق اخلاص ورزد، تمامى اوصافى كه در فلسفه روزه بيان شده استشامل حالش مىشود، و روزه كاملا با اخلاص روزهدار، در رابطه است.
خودم: ماه رمضان بهترین فرصت برای نزدیک شدن دلها به یکدیگر است . بهترین فرصت برای آمرزیده شدن گناهان است و برای اینکه خدا مارا ببخشد ابتدا باید ما خودمان دلمان را ازکینه خالی کنیم و یکدیگر ببخشیم . آنوقت است که خدا انشاالله مارو میبخشه. و چرا نبخشه؟ اگر ما به یکدیگر احسان کنیم ، خود خدا لذت میبره و همه رو میبخشه. یه روز کنیزه ی امام حسن مجتبی (ع) از باغچه ی خانه ی خود امام یک شاخه گل کند و به امام هدیه داد. امام هم وقتی احسان این کنیز رو دید فرمود : تو در راه خدا آزادی. اینجوری کریم بودن !
|
|
زرين تاج قزويني مشهور به قرةالعين از 18 نفر پيروان علي محمدباب بود كه معروف به "حروف حي" بودند. نقش قرةالعين در اجتماع دشت بدشت با كشف حجاب خود و اعلام رسمي نسخ اسلام و معرفي فرقه بابيه به عنوان ديانتي جديد آغاز شد. او حتي در روز عاشورا به همراه خواهر خود با لباسهاي رنگين در ميان جمعيت عزادار و سياهپوش حاضر ميشد و به مناسبت روز تولد عليمحمد باب به جشن و شادي ميپرداخت.
|
|
به گزارش خبرگزاري فارس ، پس از اعلام پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران، منافقين طي هماهنگي با رژيم صدام، اقدام به حملهاي كور عليه ايران كردند به اين ترتيب كه قرار شد تا ارتش عراق با هجوم سنگين به مناطق جنوبي ايران، رزمندگان اسلام را به خود مشغول كند تا نيروهاي منافقين بتوانند بهراحتي وارد ايران شده و تا تهران پيشروي كنند اما... |
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیکی نویسنده مطالب پیشین وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| جمال مبارک استــادم حاج عـلی قربــــــانی |
وصفی از این
عشقنـــامه: با سلام ما سعي دارم مطالب مفيد مذهبی-سیاسی- اجتماعی و آدرس جلسات حاج علی قربانی(حاج قربان) را در اختيار شما عزيزان قرار دهم . باشد که قدمی در راه شاد کردن دل مولایمان صاحب الزمان(عج) برداشته باشم. امضا: مجانین اباعبدالله الحسین ________________ *************** *************** ________________ تلفن هیئت عشاق الحسین ع: 77656373 |
| نویسنده |
|
جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع مهند |
|
RSS
|