![]() |
![]() |
|
| غمت در نهان خانه ی دل نشیند *** به نازی که لیلی به محمل نشیند |
|
بسم الله الرحمن الرحیم
پشتوانه پیروزی نهضت ما، توجه به قیام امام حسین(ع) بود درمورد مسئلــه محــرم و عــاشــورا بـاید بگویم که روح نهضت ما و جهت گیری کلی و پشتوانه پیـــروزی آن همین تــوجه به حضرت ابی عبـدالله (ع) و مسائـــل مربــوط بــه عــاشـورا بـــود. شایــد بــرای بعضی هــا این مسئله به قــدری ثقـیل به نظر برسد، لیکن واقعیت همین است. هیـچ فکــری حتی اگـــــر ایمـــان عمیقی هـــم همــراه آن بـــاشد، نمی توانست توده های عظیم میلیونی مــــردم رد آن چنـان حـــرکت بدهد کـــه در آن چنان حرکت بدهد که در راه انجام آن چه احساس تکلیف می کردند، در انــواع فــداکـــاری ذره ای تردیــد نداشته باشد.
تفکــــری کـــه به فکـــر جدایی این حلقـــه پیوند بـــود در آن روزهایی که مسائل اسلامی با دیدهای نو مطرح می شود و جاذبه های خوبی هم داشت و برای کسانی که با دین و اسلام سر و کار زیادی نداشتند، موضوع مبارکی هم بود و گرایش های نو در تفکـــر اسلامی چیزی بدی نبود، بلکــه بــرای عالم اسلام و به خصوص قشر جوان ذخیره محسوب می شد، یک گرایش شبه روشنفکـری به وجود آمـد که ما بیاییم مسائل ایمانی و اعتقادی اسلام را از مسائـل عاطفی و احساسی - از جمله مسائل مـربوط به عاشورا و روضه خوانی هــا و گــریه- جدا کنید شـــاید بسیاری در آن روزهـــا بـــودند کـه با توجه به این که در ماجرای ذکر عاشورا وروایت فداکاری ابا عبدالله چیزهایی وارد شده بود و احیاناً به شکل های تحریف آمیزی بیان می شد، این حرف برایشان مطلوب و شیرین بود و این گرایش رشدی کرد، لیکن در صحنه عمل، مــــا به وضوح دیدیم کــه تا وقتی این مسئله از طرف امام بزرگوارمان به صورت رسمی و علنی و در چهـــارچوب قضایــای عــاشورا مطرح نشد، هیچ کار جدی و واقعی انجام نگرفت.
نهضت ایـــران در دو فصل به مسئله عــاشورا گره خورد
امــام (ره) در دوفصل مسئلــه نهضت را بـــه مسئله عـــاشـــورا گـــره زدند، یکی در فصل اول نهضت- یعنی روزهای محــرم سال42 – کــه تریبون بیــان مسائل نهضت حسینیه هــا و مجالس و روضه خوانی و هیئت سینه زنی و روضه ی روضه خوان ها و ذکر مصیبت گویندگان مذهبی شد و دیگــــری فصل آخــــر نهضت یعنی محـــرم ســـال 57 بود که امـــام (ره) اعلام فرمودند: (( ماه محرم گرامی و بزرگ داشته بشود و مردم مجالس به پا کنند.)) ایشان عنــوان این مــاه را مـــاه پیروزی خون بر شمشیــرقرار دادند و مجدداً همان طوفان عظیم عمومی و مردمی به وجود آمد، یعنی ما برای نهضت که روح و جهت حسینی داشت با ماجرای ذکر مصیبت حسینی و یاد امــــام حسیــــن(ع) گره خورد.
تدبیرامــــام پــیــونـــد بـا نهضت حســینی
....مــا امـــروز به برکت آن نهضت و حفظ فرهنگ و روحیه آن نهضت در جامعــه خودمان این نظام را به وجود آوردیم. اگر در جامعه ما عشق به امام حسین (ع) و یاد ذکر مصائب و حـوادث عاشورا معمول و رایج نبود، معلوم نبود که نهضت با این فاصله زمانی . با این کیفیتی که پیروز شد به پیروزی نمی رسید. این عـــامــل فـوق العاده مـؤثـــری در پیروزی نهضت بود. امــام بزرگـوار ما را همان هدفی که حسین بن علی (ع) قیام کرده بودند، از این عامل حداکثر استفاده را کردند. امام (ره) با ظرافت، آن تصور غلط روشنفکر مابانه قبل از پیروزی انقلاب را که در برهه ای از زمـــان رایج بود، از بین بردند. ایشــان جهت گیری سیاسی مترقی انقلابی را با جهت گیری عاطفی در قضیه ی عاشورا پیوند و گره زدند و روضه خوانی و ذکر مصیبت را احیا کردند و فهماندند که این یک کار زائد و تجملاتی قدیمی و منسوخ درجامعه ما نیست.
نتایـــج محــــرم را در زنـــدگی خـــود میبینیم
ما در آستـــانه محرم انقلاب و محرم امام حسین (ع) کــه یکی از محصولات آن نهضت، نظام جمهوری اسلامی است، قرار داریم. محرم دوان انقلاب با محــرم های قبل از انقلاب و دوران عمر ما و قبل از ما متفاوت است. این محرم ها، محرم هایی است که در آن معنا و روح جهت گیری واضح و محسوس است. ما نتایج محــرم را در زندگی خود میبینیم، حکومت و حاکمیت و اعلای کلمه اسلام و ایجاد امید به برکت اسلام در دل مستضعفان عالم آثار محرم است.
وظیـــفــه مـــا در قبـــال محـــرم و انقلاب
....حادثه را از پیرایه های مضر خالی کنید ....بعضی از پیرایه ها دروغند و بعضی از نقل هـا خلاف می باشند، وقتی آن چه کـــه در بعضی ازکتــاب ها نوشته شده است، مناسب شأن و لایق مفهوم و معنای نهضت حسینی نیست، این ها را باید شناخت و جدا کرد. پرتپش و قدرتمند حادثه را حفظ کنیم. امــروز این حادثه پشتوانه یک نهضت است. اگـــر امـــروز به مــــا بگویند ریشـــه ی این نهضتی کــــه بـــه وجود آورده اید، کجـــاست؟؟ مــا می گوییم ریشــــه اش پیـــامبــــر(ص) و امـیـــرالمـــؤمنین (ع) و امــــام حسین (ع) است. پس ایــن حــــادثـــه پشتـــوانـــه این نهضت است. اگر ما ندانسته و بی توجه و از روی سهل انگاری حادثه را با چیزهاییکه جزو آن نیست مشوب کردیم،بـــه آن حادثـــه و نیز به انقلابی کــــه نــــاشی ازآن است خدمت نکردیم.
تـــوقع و انتظــار را در کنـــار وظایـف قبـــول کنـیـــم
این نظام مردمی به معنای تأثیر نه فقط اراده بلکه عمل آماده مردم در اقامه این نظام و بپا داشتن آن است. مردم بایــــد کمک کنند، البته زمــــام اداره ی کشوردست مسئول اجـرایی است، اما اگر کمک و حمـــایت و همکــاری و محبت و صبر مردم و منطقی نگریستن به قضایا از سوی آن ها وجود نداشته باشد، هیچ دست معجزه گریقادر به هیچ کار نیست..... باید در این دوره و فصل جدید که امید های زیادی هم نسبت به آن وجود دارد و می بایست آن امید ها و انتظارات برآورده شوند، مردم به وظایف اساسی شان تذکر و توجه داده شوند.
بیانات مقام معظم رهبری،حدیث ولایت جلد دوم
بنده از کسانی که نظرات مبارکشان را در وبلاگ قرار میدهند کمال تشکر را دارم ولی خواهشم این است که به یکدیگر توهین نکنید. بعضا میبینم که باز هم بین بعضی از دوستــان نویسنده صحبت از دعوا و فیلتر کردن اینجور مواضیع هست که من باز هم میگویم: که در شأن نوکر امام حسین (ع) این صحبتها نیست و فیلتر کردن برای سایتهای ضد انقلاب و سایتهای مبتذل هست. پس خواهشا از این به بعد به جای دعوا و انتقادهای بی مورد اگر واقعا اشکالی میبینید به بنده ی حقیر تذکر دهید که آنرا رفع نمایم، نه اینکه بخواهیم دعوا کنیم و فیلتر کنید. به هر حال از همگی شما نیز التماس دعا دارم.
|
|
عمه بیا گمشده پیدا شده کنج خرابه شب یلدا شده
جادههای بیابانی، حرمتِ پاهای زخمی را نگاه نداشتهاند. تازیانهها پیکرِ سهساله را خوب میشناسند و خورشیدی که آتش میگرید و عطش را در حنجرهها سنگینتر میکند. و اینک، شبِ شام، سنگین بر شهر لمیده است؛ چنان که سقفِ ویرانه را توانِ تحمّل نیست. لهیبِ ماتمی که از خرابه میترواند، قصرِ ابلیسِ علیهالسلام را به آتش کشیده است. بادها زوزه میکشند و ابرها، سیاه اشک میریزند. امّا میان این همه غوغا، ضجّهای کودکانه، ستونهای متزلزل شام را به لرزه نشانده است. کسی پیشتر اگر رفت، خواهد شنید و خواهد دید، دخترکی سیاهپوش که هر لحظه، نامِ پدر بردنش، عطوفت را در دلِ حتّی سنگها، به آتشفشانی بدل میکند. پیشتر باید رفت؛ باید دید. اینک این فرزندِ سه ساله حسین علیهالسلام است که چنین خسته و عطشناک، زانو به آغوش کشیده است. باید شنید این دخترِ تازه زادِ حسین علیهالسلام است که هنوز کامی به شیرینی از دنیا نگرفته، به ماتمی سوزاننده، جراحتِ فراغِ پدر را در حنجره مزمزه میکند. بیشک، زمین هرگز امانتداری درست کردار نبوده است. پس ای همه کهکشانها! گواه باشید که خاک، با عاریت افلاک چه کرده است؟ امانتی آنچنان بزرگ که زمین، بیش از سهسال، در خود نگاهداریش نتوانست. اینک رقیّه است و ظرفِ سرپوشیدهای که گشودنش، شهامتی عظیم طلب میکند. و رقیّه سینیِ خونین را سر میگشاید. غریبه نیست؛ چهره آشنای پدر، لبخند میزند. بگیر رقیّه! اینک این همان است که آنرا طلب میکردی. همان که در هجرش اشکها ریختهای. اینک در آغوش بگیر و تنگ بفشار. این سَرِ حسین علیهالسلام است؛ اگرچه بر پیکر همیشگی نیست، اگرچه خونآلود و گرچه مجروحِ نیزهای چندروزه که محملش بوده است. عشق و شهامت، دستانِ رقیّه را به سمتِ پدر میگشاید. اندوهی غریب، جانش را چنگ میزند که آخر، اینک جانش را ـ پدرش را ـ سر بریده یافته است. بگو رقیّه! گلایه چندروزه را ـ چند صد ساله را ـ برای پدر اشک بریز. پدر، دردِ بزرگِ مانده در سینهات را گوش خواهد سپرد؛ حتّی با سرِ بریده. تمامِ ماتمت را بیرون بریز رقیّه! سه سالهای، امّا خوب میدانی که پدر، محصورِ این سینیِ خونین نیست. خوب به یاد داری که پدر، خود گفته بود که خواهد رفت. پدر هجرتی عظیم کرده است؛ شاید به آسمانها و اینک تو را به خویش میخواند که تابِ دوریات را ندارد رقیّه! و تابِ تازیانه خوردنت را. پدر، تو را میخواهد و تو نیز پدر را. پس بال بگشا که اینک دروازه آسمان، به صدایی که تنها تو میشنوی برایت گشوده میشود. به آسمان نگاه میکنی. پدر، آنجا به انتظار و لبخند تو را طلب میکند: «برخیز رقیّه! دخترکِ اندوهگین من! برخیز...» چشم از آسمان بر میگیری و به اطراف نگاهی میکنی. عمّه وفادار ـ زینب ـ تو را مینگرد؛ آنچنان که گویی همه چیز را میداند. چنان که گویی خود را برای مصیبت دیگری آماده کرده است. هر دو نگاه با هم وداع میکنند و ناگاه، تو... بال میگشایی. هان ای دختر خورشید! تو خرابهنشین نیستی. اینک عرش را به پاس قدوم تو مفروش کردهاند. پای بگذار! بالِ تمامِ ملایک برای گام گذاشتنت در خویش نمیگنجند. منقّشترین و گسترده ترینِ ایشان را برگزین تا محملِ تو در عروجِ بزرگ و منوّرت باشند. و تو چون رودی زلال و موّاج که عمود ایستاده باشد قد میکشی و سر به آن سوی ابرها میبَری و به نا گاه از زمین بریده میشودی و در بیکرانگیِ لاجورد، در عمیقِ کهکشانی دور، از زمینیان پنهان خواهی شد. نامت و خاطرهات، جاودان و در صحیفه استوارِ تاریخ، ماندگار!
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(خدا انشاالله سایه مداحهای بااخلاص اهل بیت ع رو از سر ما کم نکنه)
حرف حق برای خیلیها قابل قبول نیست. زیرا خیلی از افراد دل و احساس خود را ملاک را برای تصمیم گیریهایشان قرار میدهند و عقل را در بعضی از امور دخیل نمیدانند. سوفیستها در زمان سقراط اعتقادشان این بود که انسان هر آنچه که بفهمد همان حقیقت است. امروز نیز این مسئله برای بسیاری از افرادی که فکر میکنند عقل کل هستند پیش می آید. بنده نمیخواستم کسی را بالا ببرم یا به کسی توهین کنم چون کسی که محبوب است احتیاجی به تعریف من حقیر ندارد یا کسی که اسفل است با توهین من جایگاهش تغییر نمیکند و در همان رتبه میماند. البته من در مطلبی که نوشتم قصد توهین به شخصی را نداشتم و فقط یک سری از واقیعیت ها را که مثل روز واضح و روشن است بیان کردم. امروز نیز به علت پایین بودن جنبه ی بودن یک سری از افراد مطلب را از وبلاگ حذف کردم. بعضی از اشخاص ، به من انتقاد میکردند که نباید به کسی توهین کرد و این در صورتی بود که خودشان در انتهای نظراتشان که برای من نوشته بودند ، بی شرمی را به حد اعلای خود رساندند و به دیگر افرادی که نظر خود را نوشته بودند جسارت کرده بودند که امیدوارم خدا هم بنده و هم ایشان را به راه راست هدایت نماید.
بعضی دیگر از افراد نیز بنده را تهدید کردند که اگر این امر تکرار گردد ، وبلاگم را فیلتر خواهند کرد. این حرف برایم خیلی خنده دار بود.زیرا وقتی من مطلبی را در وبلاگ قرار میدهم به حق بودن آن اعتقاد دارم و اگر در مورد آن کمی شک داشته باشم از قرار دادن آن روی وبلاگ خودداری میکنم. پس حرفی که بنده زدم حرف از نظر بنده حق بود و من در راه حق گردنم را هم میدهم. من هنوز روی حرفم باقی هستم که ما دینمان را از مرجعمان میگیریم نه مداح. در اینجا فتوای چند تن از مراجع عظام در مورد مداحی کردن به سبک ترانه را قرار داده ام: سؤال : خواندن مداحی به سبک ترانه های طاغوتی و غربی چه حکمی دارد؟ 1.خواندن مداحی به سبک ترانه حرام و شرکت در چنین مجالس نیز حرام میباشد. دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دامت برکاته)
2.اشکال شرعی دارد و از ساحت هیئت به دوراست و نیز باید در این مورد افراد امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهند.
دفتر حضرت آیت الله العظمی شیخ ناصر مکارم شیرازی (دامت برکاته)
3.سبکی که مناسب با مجالس لهو و لعب باشد، خواندنش در هیئت امام حسین(ع) اشکال شرعی دارد. دفتر حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستــــــانی (دامت برکاته)
4.اگر سبکی خوانده شود که ذهن اشخاص را به سبک ترانه های غربی بکشاند و فرد را به یاد آن ترانه بیاندازد اشکال شرعی دارد و نیز عزاداری باید به سبکهای سنتی برپا شود. دفتر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانــی (دامت برکاته)
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیکی نویسنده مطالب پیشین وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| جمال مبارک استــادم حاج عـلی قربــــــانی |
وصفی از این
عشقنـــامه: با سلام ما سعي دارم مطالب مفيد مذهبی-سیاسی- اجتماعی و آدرس جلسات حاج علی قربانی(حاج قربان) را در اختيار شما عزيزان قرار دهم . باشد که قدمی در راه شاد کردن دل مولایمان صاحب الزمان(عج) برداشته باشم. امضا: مجانین اباعبدالله الحسین ________________ *************** *************** ________________ تلفن هیئت عشاق الحسین ع: 77656373 |
| نویسنده |
|
جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع مهند |
|
RSS
|