تبليغاتX
وبـلاگ عـاشـقـان حـسـیـنـــــی
غمت در نهان خانه ی دل نشیند *** به نازی که لیلی به محمل نشیند

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

شهرري - پيکر مطهر بسيجي شهيد" مهدي بيات " روز پنجشنبه با حضور معاون

 فرماندار ، فرماندهان نظامي و انتظامي و قشرهاي مختلف مردم در فلکه سوم

 دولت آباد شهرري تشييع شد   .

شهيد بسيجي "مهدي بيات " که از نيروهاي گمنام حوزه مقاومت 353ناحيه

 ري بود، روز ۰۷/۰۲/۱۳۸۸ در مبارزه با اشرار در شرق کشور به شهادت رسيد.


پيکر مطهر اين شهيد باحضور قشرهاي مختلف مردم شهيد پرور شهرري و

مسوولان سياسي و انتظامي و نظامي از فلکه اول دولت آباد تا فلکه سوم بر

 دوش مسوولان و مردم متدين شهرري تشييع شد.


پيکر مطهر اين شهيد در قطعه شهدا بهشت زهرا (س ) دفن شد.


شهيد بسيجي مهدي بيات به هنگام شهادت 24سال داشت .




حاج مهدی از بچه های گل و با مومن مسجد امام حسن مجتبی(ع)-دولت آباد- بود.

وقتی خبر شهادتش رو شنیدم خیلی نارحت شدم، چون دیدم واقعا نامردیه که جوونای گلی مثل اون

برن و آدم های نالایقی مثل ما بمونیم.

انشاالله خدا روحش رو با حضرت زهرا(س) محشور کنه.

برای شادی روح این شهید بزرگوار صلوات.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 8:32 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 

بسم الله الرحمن الرحیم

ایام شهادت ام الشیعیان

 

حضرت فاطمة الزهرا (س)

 

بر شما عزیزان تسلیت باد.

مطلبی با عنوان "حالات جانسوز حضرت زهرا به روايت فضه خادمه"

نگاشته شده که عزیزان میتوانند با کلیک روی لینک زیر ملاحظه بفرمایند.

 

من صلی علیک وجبت له الجنة

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 5:41 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 

 

گفتم: شمع. گفت: گل. گفتم: گل. گفت: پروانه. گفتم: شمع و گل و پروانه.

 گفت: فرزانهاي است نامش معلم.

 

اينك دو واژهي دُرسا  دارم كه مفهوم روشن اما پيچيدهاي دارد؛ فرزانه و معلم.

 فروزندگي؛ فرّ و شكوه، فراست و فروتني و دهها صفت ديگر را ميتوان در آينه

 اولين واژه ديد و شور و عشق، اشتياق، دانش و بينش را در واژهي دوم.

 

به راستي آنگاه كه اين اوصاف درهم آميزد و در شخصيتي به نام «معلم» تجلي

 كند، چگونه ميتوان عظمت والاي او را در قالب حروف و كلمات و تعابير به تصوي

ر كشيد، جز آن كه با سرافرازي سخن آن بزرگ را واگوييم كه: «معلمي شغل

انبياء است.»

اگر شمع ميسوزد و ميافروزد و نورافشاني و در اين ميان پارههاي وجود خويش

 را ايثار ميكند، معلم نيز ميسوزد، سوز هدايتگري و مي­افروزد، فروزش عشق و

ميافشاند پرتوهاي علم و دانش خويش را. او نيز پارههاي وجود خود يعني عمر و

 جواني و استعداد و روح و روانش را عاشقانه عطا ميكند تا بياموزد سخن عشق

 را كه «خوشتر از آن نيست.» اگر گل، عطرافشاني ميكند و اينگونه از طول عمر

 خويش مي­كاهد و عرض آن را ميافزايد، معلم نيز عطر ميافشاند؛ عطر خير و

 محبت و دانش و براي آموزش، از جان گرانمايهي خويش هزينه ميكند. اگر پروانه

گرد شمع ميچرخد و ميگردد و عاشقانه پر ميسوزاند معلم نيز براي حقيقتي چون

 دانش و بينش و براي تعليم و تربيت، پروانهوار گِرد شاگرد هستي ميچرخد و

 سوختهبال، راه و رسم دانستن و سوختن و وصال را ميآموزاند.

 

پس، قصه ی شمع و گل و پروانه يك تعبير كهنه و قديمي نيست، بلكه هر روز

 تجديد ميشود و تا هر زمان كه معلم و پيشهي شريف تعليم و تربيت است، اين

 قصه تكرار ميشود و البته تحسين و تمجيد.

گفتم: علم. گفت: معلم. گفتم: معلم. گفت: خَير. گفتم: علمِ معلم. گفت:

معلمِ خير. ندانستم چه ميگويد و در حريري از سكوت امّا پرسشگرانه نگاهش

كردم. گفت: قصهي شمع و گل و پروانه آنگاه قيمتي و گرانسنگ ميشود كه

دانش معلم و آنچه براي آن ميسوزد و ميافروزد، به جز خير نباشد. خير دنيا و

آخرت موضوع اساسي تعليم و تعلم است و معلم آنگاه كه بر كرسي تعليم

بنشيند و حقايق هستي را به دور از خودپرستي و هوسمداري واگويد و به

تصوير كشاند، معلم خير است و آنگاه كه زخمه بر تار شيطان زده و بر مدار

هواپرستي بچرخد؛ ديگر نه شمع است و نه گل و نه پروانه. گفتم: براي سخن

 خود برهاني آشكار داري از عقل و نقل؟ گفت: دارم و مرا به سكوت و شنيدن با

 گوش جان فراخواند.

سخن امام رأفت و رضا، علي بن موسي الرضا در لايه هاي پيچ در پيچ گوشهايم

طنينانداز ميشود كه: «خداي رحمت كند كسي را كه امر ما را زنده نگاه دارد!»

 

هِرَوي چشم بر چهرهي آسماني آن حضرت ميدوزد و از چگونگي احياي امر او

 ميپرسد و چنين ميشنود: «دانشهاي ما را بياموزد و به ديگران آموزش دهد.

 همانا مردم اگر زيباييها و نيكويي كلام ما را بشنوند از ما تبعيت و پيروي

خواهند نمود...»

 

پس بايد آموخت و بذر دانش اهل بيت را در مزرعهي دلها كاشت تا عشق و ولايت

 از ميانهي سرزمين وجود آنان سربرافرازد و جوانه زند و ببالد. به راستي كه اگر

 ميدانستيم هدايت و رشد و نور از سخنان آسماني اين پيشوايان معصوم ميتراود،

 لحظهاي و حتي كمتر از لحظهاي دوري از روش و منش آن بزرگواران را بر خود

روا نميداشتيم.

اينجاست كه مفهوم حقيقي «معلم الخير» بر من آشكار ميشود. اگر گفته شده

است كه ماهيان درياها و موران نهفته در سايهي سنگها بر معلم خير، درود

ميفرستند و اگر شنيدهام جنبندگان زمين و ماهيان درياها و هر موجود زندهاي

 و همهي اهل آسمان و زمين، استغفار ميكنند براي معلم خير و نيكيها، همه و

 همه به موضوع تعليم و آموزش بازميگردد. آري؛ علمي كه پيوند ناگسستني با

 علوم اهل بيت دارد و حقايق هستي را براي بشر واميگويد علم خير است و

تعليمدهندهي آن معلم خير.

و چه زيبا رسول رحمت در مقايسهي دو مرد كه يكي نماز ميگزارد و پس از آن

به تعليم و تربيت ميپردازد «فيُعلّم الناس الخير» و ديگري تمام روز را روزه گرفته

 و شب را به بيداري ميگذراند، ميفرمايد:

 

«فضيلت فرد اوّل بر دومي همانند فضيلت من بر پايينترين شما است.»

 

اينك با بانگي رسا ميتوان گفت كه مقام معلم به عظمت و بلندمرتبگي موضوع

تعليم وي وابسته است. آنان كه علوم افلاكي ميآموزند و مصداق بارز «معلم الخير»

 هستند و نيز نيّت پاك دارند در جايگاه والايي قرار دارند و بس ستودني خواهندبود.

 

فروتني، انگيزهي نيك و انديشهي پاك است كه ساختار شخصيتي معلم را

ميسازد و او را قابل ستايش ميكند، نه تنها اعتبار اجتماعي و تعريف و تمجيدهاي

روزگار و چه زيبا فرمود شاعر كه:

 

اي كودك دانشطلب عاقبت انديش اين پند بياموز كه گويند حكيمان

مقدار معلم ز پدر بيش بُوَد بيش كاين پرورش تن دهد آن پرورش جان

 

 

گفتم: عشق. گفت: معلم. گفتم: معلم. گفت: عاشق. گفتم: معلم عاشق.

گفت: شهيد طهارت، مطهري.




فرا رسیدن ایام شهادت آیت الله مطهری(ره) و هفته ی معلم گرامیباد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/10ساعت 8:37 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 
 

در آسمان‏ها شور و شوقِ دیگری بر پا بود.

حریری از نور، روی دستِ ملائک می‏آمد و زمین از شادی در پوستِ خودنمیگنجید.

علی علیه‏السلام ، با زمزمه قرآن در انتظار بود که ناگاه، نوزادِ فاطمه ع ،

چشم بر چهره خاکیِ دنیا گشود و خانه کوچک و با صفای علی علیه‏السلام و

 فاطمه علیهاالسلام ، غرق در شادمانی شد.

ندا آمدکه زینبش بنامید.

براستی که زینت جانِ پدر شد و چشم و چراغ بنی‏هاشم.

آمد تا خطبه‏های کوبنده و گیرایش، پاسدار آرمان و خونِ شهدای کربلا شود.

شب‏های مدینه سرشار از عطرِ مناجات و تلاوت قرآنش بود.

نیمه‏های شب، وقتی به نماز می‏ایستاد، سقفِ آسمان کوتاه می‏شد و

 ستاره‏ها پا به سجاده‏اش می‏گذاشتند؛ گویی فاطمه است که بر سرِ سجاده

 ایستاده است!

آمد تا مونسِ غربتِ حسن علیه‏السلام و همدم غصه‏های حسین ع باشد.

آمد تا پشت و پناهِ بنی‏هاشم باشد؛ در روزهای سخت اسارت اهل بیت خورشید.

آمدنش مبارک!

برای آشنایی گزیده ای زندگانی آن حضرت میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.

 

السلام علیک یا زینب کبری(س)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 7:39 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 
 

شیخ بهایی

 

بهاءالدین محمدبن‏حسین‏عاملی، معروف به شیخ‏بهایی (1030- 953 ه ق) از

 عالمان بزرگ شیعی در سده دهم و یازدهم هجری است. او از جمله نوادر

روزگار است که در عرصه‏های گوناگون علمی، سیاسی و هنری شهرت جهانی

دارد. بهایی در حوزه علوم عقلی و نقلی دارای تالیفات بسیار است، ایشان در فنون

 و علوم غریبه نیز دست توانایی داشته است.

در عرصه سیاست از فقهای بزرگ عصر صفوی است و سالیان متمادی عهده‏دار

 مهم‏ترین منصب سیاسی مذهبی (شیخ الاسلام) در دولت‏شاه عباس اول

(مقتدرترین دولت صفوی) بوده است. در قلمرو هنر معماری در رونق بخشیدن به

 شهر اصفهان و پدید آوردن آثاری ماندگار سرآمد مهندسان عصر خود به شمار

 می‏رفت، از این رو برای شناساندن این شخصیت جامع الاطراف نویسندگان و

پژوهشگران هر کدام از زاویه‏ای به معرفی او پرداخته‏اند.

برخی با توجه به آثار مکتوب وی، به عنوان نویسنده‏ای توانا به او نگریسته‏اند.

 بعضی با تاکید بر خدمات اجتماعی و فرهنگی ایشان، از او با عنوان اصلاح‏گر

واقعی جامعه و مجدد قرن یاد کرده‏اند.

عده‏ای از نگاه فن ریاضی و هنر معماری به دنبال معرفی او به عنوان مهندسی

 نوآور بوده‏اند. و برخی دیگر از نظر گاه سیاسی، عملکرد و دیدگاه‏های سیاسی

 او را مورد کاوش قرار داده‏اند.

وجود برخی ابهام‏ها و دو گانگی و تضاد ظاهری در نظر و عمل سیاسی شیخ

 بهایی، و زدودن این ابهام‏ها از چهره سیاسی وی و نیز فقدان تحقیقی جامع

 برای پاسخ‏گویی به سؤال‏های مذکور، ضرورت تحقیق در این زمینه را آشکار

می‏سازد.

بهاءالدین محمدبن‏حسین بن عبدالصمد عاملی در سال 953 (ه ق) در بعلبک

 در منطقه‏ای که امروزه با نام لبنان شناخته می‏شود، چشم به جهان گشود.

زادگاه او همواره یکی از مراکز مهم مذهب تشیع بوده و دانشمندان شیعی

بسیاری از این ناحیه برخاسته‏اند. خاندان بهایی یکی از خانواده‏های معروف

جبل‏عامل در این عصر بوده‏اند.

علمای این منطقه در بنیاد نهادن تشیع در ایران و استوار کردن آن بویژه از قرن

هفتم به بعد تلاش بسیار کرده‏اند.

بهایی دوران کودکی و نوجوانی خود را در محل تولدش به سر آورد. وی در سال

 مهاجرت پدرش به ایران (966 ه ق) سیزده سال داشت. در سال‏های اولیه

مهاجرت، (به دلیل عدم آشنایی با زبان فارسی) در فراگیری علم و دانش همچنان

 از محضر پدر خویش بهره می‏جست، اما با انتقال خانواده او از اصفهان به قزوین

 (که به دعوت شاه طهماسب صفوی، و تعیین پدرش به منصب شیخ الاسلامی

 پایتخت صورت گرفت) دنیای جدیدی از علم و سیاست در برابر شیخ بهایی

گشوده شد، زیرا قزوین در آن روزگار مرکز علم و دانش، و نیز محل اقامت‏شخصیت‏های بزرگ علمی و سیاسی در ایران بود. این سفر فرصتی بود

 برای شیخ بهایی برای دستیابی به رشد علمی و نیز آشنایی با فعالیت‏های

سیاسی و اجتماعی که آینده او را رقم زد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03ساعت 3:8 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیکی نویسنده
مطالب پیشین وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
جمال مبارک استــادم حاج عـلی قربــــــانی
وصفی از این
عشقنـــامه:

با سلام
ما
سعي دارم مطالب مفيد
مذهبی-سیاسی- اجتماعی
و آدرس جلسات
حاج علی قربانی(حاج قربان)
را در اختيار شما عزيزان قرار دهم .
باشد که قدمی در راه
شاد کردن دل مولایمان
صاحب الزمان(عج)
برداشته باشم.
امضا:
مجانین اباعبدالله الحسین
________________

***************
***************
________________



تلفن
هیئت عشاق الحسین ع:
77656373

لینکستــان
عقل چه میگوید*خودم مینویسم*
سایت رسمی هیئت عشـاق الحسیـن (ع)*****حاج قربـان*****عزیـز
دفترمقام معظم رهبری
آیت الله الشهید سید محمّد باقر حکیم
دولت جمهوری عراق
دولت جمهوری اسلامی ایران
هيئت حسين جان*حاج منصور ارضی*
هيئت مكتب الزهرا(س)*حاج محمد رضا طاهری*
مسجدحضرت امير(ع)*حجة الاسلام علوی تهرانی*
هيئت مكتب الحسين(ع)*كربلايی نريمان پناهی*
هيئت رزمندگان شميرانات*حاج محمود كريمی*
هيئت آل كساء*كربلايي موسی رضايی*
هیئت فاطمیون قم*حاج مهدی سلحشور*
هيئت ثارالله*مسجد الهادی(ع)*
هیئت علمدار مشهد الرضا(ع)*کربلایی مهدی اکبری*
هيئت عشاق العباس(ع)*كربلايی روح الله بهمنی*
هيئت روضة العباس-بيت الرضا(ع)*كربلايی مهدی كمانی*
هيئت روضة العباس(ع)‌‌‌*كربلايی حسين سيب سرخی*
هیئت جنت العباس (ع)*کربلایی محمود استاد باقر*
مهــــديه تهران
ویکی پدیا
سفارت جمهوری عراق در تهران (امور کنسولگری)
حجت الاسلام شهاب مرادی
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
نویسنده
جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع
مهند
اهل عشق
1- ****با خدا بودن هم عالمی داره****
2- حبل المتین
3- بچه های یاسین
4- روضة العشاق
5- سلام
6- پنجره هایی بر حصار عبوس تنهایی من
7- محفل دلسوختگان
8- رقص گلها
9- علمدار صبح
10- خادم الشهداء
11- مطالعات امنیتی نظامی و مسائل استراتژیک
12- از معرتا...شعر
13- مدیون خدا
14- سید قریشی
15- هنر جنگ
16- یا لثارات الحسین ع
17- ساربان
18- امین عشق
19- کاتب عشاق
20- طائفین الحسین ع
21- محبان جواد الائمه ع
22- موعود نامه
23- محبان اهل بیت (ع)شهرستان رشت
24-گفتمان آزاد
25-هبوط به کویر
26-پايگاه خبري هيات جوانان شهداي گمنام(حاج مهدي سلحشور)
27-رضا قاسمی
28-ملیکه
29-حاج همت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM