![]() |
![]() |
|
| غمت در نهان خانه ی دل نشیند *** به نازی که لیلی به محمل نشیند |
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین
شهرري - پيکر مطهر بسيجي شهيد" مهدي بيات " روز پنجشنبه با حضور معاون فرماندار ، فرماندهان نظامي و انتظامي و قشرهاي مختلف مردم در فلکه سوم دولت آباد شهرري تشييع شد . شهيد بسيجي "مهدي بيات " که از نيروهاي گمنام حوزه مقاومت 353ناحيه ري بود، روز ۰۷/۰۲/۱۳۸۸ در مبارزه با اشرار در شرق کشور به شهادت رسيد.
مسوولان سياسي و انتظامي و نظامي از فلکه اول دولت آباد تا فلکه سوم بر دوش مسوولان و مردم متدين شهرري تشييع شد.
حاج مهدی از بچه های گل و با مومن مسجد امام حسن مجتبی(ع)-دولت آباد- بود. وقتی خبر شهادتش رو شنیدم خیلی نارحت شدم، چون دیدم واقعا نامردیه که جوونای گلی مثل اون برن و آدم های نالایقی مثل ما بمونیم. انشاالله خدا روحش رو با حضرت زهرا(س) محشور کنه. برای شادی روح این شهید بزرگوار صلوات.
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم ایام شهادت ام الشیعیان
حضرت فاطمة الزهرا (س)
بر شما عزیزان تسلیت باد. مطلبی با عنوان "حالات جانسوز حضرت زهرا به روايت فضه خادمه" نگاشته شده که عزیزان میتوانند با کلیک روی لینک زیر ملاحظه بفرمایند.
|
|
گفتم: شمع. گفت: گل. گفتم: گل. گفت: پروانه. گفتم: شمع و گل و پروانه. گفت: فرزانهاي است نامش معلم.
اينك دو واژهي دُرسا دارم كه مفهوم روشن اما پيچيدهاي دارد؛ فرزانه و معلم. فروزندگي؛ فرّ و شكوه، فراست و فروتني و دهها صفت ديگر را ميتوان در آينه اولين واژه ديد و شور و عشق، اشتياق، دانش و بينش را در واژهي دوم.
به راستي آنگاه كه اين اوصاف درهم آميزد و در شخصيتي به نام «معلم» تجلي كند، چگونه ميتوان عظمت والاي او را در قالب حروف و كلمات و تعابير به تصوي ر كشيد، جز آن كه با سرافرازي سخن آن بزرگ را واگوييم كه: «معلمي شغل انبياء است.» اگر شمع ميسوزد و ميافروزد و نورافشاني و در اين ميان پارههاي وجود خويش را ايثار ميكند، معلم نيز ميسوزد، سوز هدايتگري و ميافروزد، فروزش عشق و ميافشاند پرتوهاي علم و دانش خويش را. او نيز پارههاي وجود خود يعني عمر و جواني و استعداد و روح و روانش را عاشقانه عطا ميكند تا بياموزد سخن عشق را كه «خوشتر از آن نيست.» اگر گل، عطرافشاني ميكند و اينگونه از طول عمر خويش ميكاهد و عرض آن را ميافزايد، معلم نيز عطر ميافشاند؛ عطر خير و محبت و دانش و براي آموزش، از جان گرانمايهي خويش هزينه ميكند. اگر پروانه گرد شمع ميچرخد و ميگردد و عاشقانه پر ميسوزاند معلم نيز براي حقيقتي چون دانش و بينش و براي تعليم و تربيت، پروانهوار گِرد شاگرد هستي ميچرخد و سوختهبال، راه و رسم دانستن و سوختن و وصال را ميآموزاند.
پس، قصه ی شمع و گل و پروانه يك تعبير كهنه و قديمي نيست، بلكه هر روز تجديد ميشود و تا هر زمان كه معلم و پيشهي شريف تعليم و تربيت است، اين قصه تكرار ميشود و البته تحسين و تمجيد. گفتم: علم. گفت: معلم. گفتم: معلم. گفت: خَير. گفتم: علمِ معلم. گفت: معلمِ خير. ندانستم چه ميگويد و در حريري از سكوت امّا پرسشگرانه نگاهش كردم. گفت: قصهي شمع و گل و پروانه آنگاه قيمتي و گرانسنگ ميشود كه دانش معلم و آنچه براي آن ميسوزد و ميافروزد، به جز خير نباشد. خير دنيا و آخرت موضوع اساسي تعليم و تعلم است و معلم آنگاه كه بر كرسي تعليم بنشيند و حقايق هستي را به دور از خودپرستي و هوسمداري واگويد و به تصوير كشاند، معلم خير است و آنگاه كه زخمه بر تار شيطان زده و بر مدار هواپرستي بچرخد؛ ديگر نه شمع است و نه گل و نه پروانه. گفتم: براي سخن خود برهاني آشكار داري از عقل و نقل؟ گفت: دارم و مرا به سكوت و شنيدن با گوش جان فراخواند. سخن امام رأفت و رضا، علي بن موسي الرضا در لايه هاي پيچ در پيچ گوشهايم طنينانداز ميشود كه: «خداي رحمت كند كسي را كه امر ما را زنده نگاه دارد!»
هِرَوي چشم بر چهرهي آسماني آن حضرت ميدوزد و از چگونگي احياي امر او ميپرسد و چنين ميشنود: «دانشهاي ما را بياموزد و به ديگران آموزش دهد. همانا مردم اگر زيباييها و نيكويي كلام ما را بشنوند از ما تبعيت و پيروي خواهند نمود...»
پس بايد آموخت و بذر دانش اهل بيت را در مزرعهي دلها كاشت تا عشق و ولايت از ميانهي سرزمين وجود آنان سربرافرازد و جوانه زند و ببالد. به راستي كه اگر ميدانستيم هدايت و رشد و نور از سخنان آسماني اين پيشوايان معصوم ميتراود، لحظهاي و حتي كمتر از لحظهاي دوري از روش و منش آن بزرگواران را بر خود روا نميداشتيم. اينجاست كه مفهوم حقيقي «معلم الخير» بر من آشكار ميشود. اگر گفته شده است كه ماهيان درياها و موران نهفته در سايهي سنگها بر معلم خير، درود ميفرستند و اگر شنيدهام جنبندگان زمين و ماهيان درياها و هر موجود زندهاي و همهي اهل آسمان و زمين، استغفار ميكنند براي معلم خير و نيكيها، همه و همه به موضوع تعليم و آموزش بازميگردد. آري؛ علمي كه پيوند ناگسستني با علوم اهل بيت دارد و حقايق هستي را براي بشر واميگويد علم خير است و تعليمدهندهي آن معلم خير. و چه زيبا رسول رحمت در مقايسهي دو مرد كه يكي نماز ميگزارد و پس از آن به تعليم و تربيت ميپردازد «فيُعلّم الناس الخير» و ديگري تمام روز را روزه گرفته و شب را به بيداري ميگذراند، ميفرمايد:
«فضيلت فرد اوّل بر دومي همانند فضيلت من بر پايينترين شما است.»
اينك با بانگي رسا ميتوان گفت كه مقام معلم به عظمت و بلندمرتبگي موضوع تعليم وي وابسته است. آنان كه علوم افلاكي ميآموزند و مصداق بارز «معلم الخير» هستند و نيز نيّت پاك دارند در جايگاه والايي قرار دارند و بس ستودني خواهندبود.
فروتني، انگيزهي نيك و انديشهي پاك است كه ساختار شخصيتي معلم را ميسازد و او را قابل ستايش ميكند، نه تنها اعتبار اجتماعي و تعريف و تمجيدهاي روزگار و چه زيبا فرمود شاعر كه:
اي كودك دانشطلب عاقبت انديش اين پند بياموز كه گويند حكيمان مقدار معلم ز پدر بيش بُوَد بيش كاين پرورش تن دهد آن پرورش جان
گفتم: عشق. گفت: معلم. گفتم: معلم. گفت: عاشق. گفتم: معلم عاشق. گفت: شهيد طهارت، مطهري.
فرا رسیدن ایام شهادت آیت الله مطهری(ره) و هفته ی معلم گرامیباد.
|
|
در آسمانها شور و شوقِ دیگری بر پا بود. حریری از نور، روی دستِ ملائک میآمد و زمین از شادی در پوستِ خودنمیگنجید. علی علیهالسلام ، با زمزمه قرآن در انتظار بود که ناگاه، نوزادِ فاطمه ع ، چشم بر چهره خاکیِ دنیا گشود و خانه کوچک و با صفای علی علیهالسلام و فاطمه علیهاالسلام ، غرق در شادمانی شد. ندا آمدکه زینبش بنامید. براستی که زینت جانِ پدر شد و چشم و چراغ بنیهاشم. آمد تا خطبههای کوبنده و گیرایش، پاسدار آرمان و خونِ شهدای کربلا شود. شبهای مدینه سرشار از عطرِ مناجات و تلاوت قرآنش بود. نیمههای شب، وقتی به نماز میایستاد، سقفِ آسمان کوتاه میشد و ستارهها پا به سجادهاش میگذاشتند؛ گویی فاطمه است که بر سرِ سجاده ایستاده است! آمد تا مونسِ غربتِ حسن علیهالسلام و همدم غصههای حسین ع باشد. آمد تا پشت و پناهِ بنیهاشم باشد؛ در روزهای سخت اسارت اهل بیت خورشید. آمدنش مبارک! برای آشنایی گزیده ای زندگانی آن حضرت میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.
|
|
شیخ بهایی
بهاءالدین محمدبنحسینعاملی، معروف به شیخبهایی (1030- 953 ه ق) از عالمان بزرگ شیعی در سده دهم و یازدهم هجری است. او از جمله نوادر روزگار است که در عرصههای گوناگون علمی، سیاسی و هنری شهرت جهانی دارد. بهایی در حوزه علوم عقلی و نقلی دارای تالیفات بسیار است، ایشان در فنون و علوم غریبه نیز دست توانایی داشته است. در عرصه سیاست از فقهای بزرگ عصر صفوی است و سالیان متمادی عهدهدار مهمترین منصب سیاسی مذهبی (شیخ الاسلام) در دولتشاه عباس اول (مقتدرترین دولت صفوی) بوده است. در قلمرو هنر معماری در رونق بخشیدن به شهر اصفهان و پدید آوردن آثاری ماندگار سرآمد مهندسان عصر خود به شمار میرفت، از این رو برای شناساندن این شخصیت جامع الاطراف نویسندگان و پژوهشگران هر کدام از زاویهای به معرفی او پرداختهاند. برخی با توجه به آثار مکتوب وی، به عنوان نویسندهای توانا به او نگریستهاند. بعضی با تاکید بر خدمات اجتماعی و فرهنگی ایشان، از او با عنوان اصلاحگر واقعی جامعه و مجدد قرن یاد کردهاند. عدهای از نگاه فن ریاضی و هنر معماری به دنبال معرفی او به عنوان مهندسی نوآور بودهاند. و برخی دیگر از نظر گاه سیاسی، عملکرد و دیدگاههای سیاسی او را مورد کاوش قرار دادهاند. وجود برخی ابهامها و دو گانگی و تضاد ظاهری در نظر و عمل سیاسی شیخ بهایی، و زدودن این ابهامها از چهره سیاسی وی و نیز فقدان تحقیقی جامع برای پاسخگویی به سؤالهای مذکور، ضرورت تحقیق در این زمینه را آشکار میسازد. بهاءالدین محمدبنحسین بن عبدالصمد عاملی در سال 953 (ه ق) در بعلبک در منطقهای که امروزه با نام لبنان شناخته میشود، چشم به جهان گشود. زادگاه او همواره یکی از مراکز مهم مذهب تشیع بوده و دانشمندان شیعی بسیاری از این ناحیه برخاستهاند. خاندان بهایی یکی از خانوادههای معروف جبلعامل در این عصر بودهاند. علمای این منطقه در بنیاد نهادن تشیع در ایران و استوار کردن آن بویژه از قرن هفتم به بعد تلاش بسیار کردهاند. بهایی دوران کودکی و نوجوانی خود را در محل تولدش به سر آورد. وی در سال مهاجرت پدرش به ایران (966 ه ق) سیزده سال داشت. در سالهای اولیه مهاجرت، (به دلیل عدم آشنایی با زبان فارسی) در فراگیری علم و دانش همچنان از محضر پدر خویش بهره میجست، اما با انتقال خانواده او از اصفهان به قزوین (که به دعوت شاه طهماسب صفوی، و تعیین پدرش به منصب شیخ الاسلامی پایتخت صورت گرفت) دنیای جدیدی از علم و سیاست در برابر شیخ بهایی گشوده شد، زیرا قزوین در آن روزگار مرکز علم و دانش، و نیز محل اقامتشخصیتهای بزرگ علمی و سیاسی در ایران بود. این سفر فرصتی بود برای شیخ بهایی برای دستیابی به رشد علمی و نیز آشنایی با فعالیتهای سیاسی و اجتماعی که آینده او را رقم زد.
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیکی نویسنده مطالب پیشین وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| جمال مبارک استــادم حاج عـلی قربــــــانی |
وصفی از این
عشقنـــامه: با سلام ما سعي دارم مطالب مفيد مذهبی-سیاسی- اجتماعی و آدرس جلسات حاج علی قربانی(حاج قربان) را در اختيار شما عزيزان قرار دهم . باشد که قدمی در راه شاد کردن دل مولایمان صاحب الزمان(عج) برداشته باشم. امضا: مجانین اباعبدالله الحسین ________________ *************** *************** ________________ تلفن هیئت عشاق الحسین ع: 77656373 |
| نویسنده |
|
جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع مهند |
|
RSS
|