تبليغاتX
وبـلاگ عـاشـقـان حـسـیـنـــــی
غمت در نهان خانه ی دل نشیند *** به نازی که لیلی به محمل نشیند

بسم رب الشهدا و الصدیقین

۳۱خرداد سالگرد عروج ملکوتی شهید

پروفسور مصطفی چمران

تبریک و تسلیت باد.

به همین مناسبت زندگینامه ی این شخصیت عظیم نگاشته شده که

عزیزان میتوانید با کلیک روی نوشته زیر به آن دسترسی پیدا کنید.

امام خمینی(ره):او در پیشگاه خدای بزرگ آبرو یافت.

باشد که ما هم برات شهادت و خونین بودن خود را از دست کریم اهل بیت

حضرت امام حسن مجتبی (ع) بگیریم.

شادی روح تمامی شهدا به خصوص شهدای سوانح اخیر بخوانید

فاتحه مع الصلوات.

 

التماس دعا         

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 2:26 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 

بسم الله الرحمن الرحیم

        بهار آمد هوا چون زلف یارم باز مشگین شد

زمین چون رویش از گلهای رنگارنگ، رنگین شد         

ولادت با سعادت هفتمین معصوم حضرت

 

امام محمد بـاقر (ع)

 

بر همه ی مسلمانان تهنیت باد.

به همین جهت دانستنیهایی پیرامون آن امام همام نگاشته شده که عزیزان

 میتوانند با کلیک روی نوشته  زیر به آن دسترسی پیدا کنند.

 

امام باقر(ع) :بالاتریت عبادت ، عفت شهوت و شکم است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/30ساعت 2:17 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«اعجاز علمی قرآن‏»مربوط به اشاراتی است که ازگوشه‏های سخن حق تعالی

 نمودار گشته و هدف اصلی نبوده است،زیرا قرآن کتاب‏هدایت است و هدف اصلی

 آن جهت‏بخشیدن به زندگی انسان و آموختن راه‏سعادت به او است.از این‏رو اگر

گاه در قرآن به برخی اشارات علمی بر می‏خوریم،از آن جهت است که این سخن

 از منبع سرشار علم و حکمت الهی نشات گرفته و ازسرچشمه علم بی‏پایان

حکایت دارد. قل انزله الذی یعلم السر فی السماوات والارض (1) ،بگو:آن را کسی

نازل ساخته است که راز نهان‏ها را در آسمان‏ها و زمین‏می‏داند»و این یک امر

طبیعی است که هر دانش‏مندی هر چند در غیر رشته‏تخصصی خود سخن گوید،

از لا به لای گفته‏هایش گاه تعابیری ادا می‏شود که حاکی‏از دانش و رشته تخصص

 وی می‏باشد.همانند آن که فقیهی درباره یک موضوع‏معمولی سخن گوید،کسانی

 که با فقاهت آشنایی دارند از تعابیر وی در می‏یابند که‏صاحب سخن،فقیه

می‏باشد،گرچه آن فقیه نخواسته تا فقاهت‏خود را در سخنان‏خود بنمایاند.هم

 چنین است اشارات علمی قرآن که تراوش گونه است و هدف‏اصلی کلام را

تشکیل نمی‏دهد.

 

چند تذکر:پیش از آن که نمونه‏هایی از این اشارات علمی ارائه گردد،ضرورت‏است

 که چند نکته تذکر داده شود:

 

1- برخی را گمان بر آن است که قرآن مشتمل بر تمامی اصول و مبانی علوم‏طبیعی

 و ریاضی و فلکی و حتی رشته‏های صنعتی و اکتشافات علمی و غیره‏می‏باشد

 و چیزی از علوم و دانستنی‏ها را فرو گذار نکرده است.خلاصه قرآن علاوه‏بر یک

کتاب تشریعی کتاب علمی نیز به شمار می‏رود.برای اثبات این

پندارافسانه‏وار،خواسته‏اند دلایلی از خود قرآن ارائه دهند،از جمله آیه و

 نزلنا علیک‏الکتاب تبیانا لکل شی‏ء (2) ،قرآن را بر تو فرستادیم تا بیان‏گر همه

 چیز باشد». ما فرطنا فی‏الکتاب من شی‏ء (3) ،در کتاب-قرآن-چیزی فرو گذار

نکردیم‏». و لا رطب و لا یابس الافی کتاب مبین (4) ،هیچ خشک و تری نیست

مگر آن که در کتابی آشکار[ثبت]است‏».

در حدیثی از عبد الله بن مسعود آمده:«من اراد علم الاولین و الآخرین فلیتدبرالقرآن

 (5) ،هر که علوم گذشتگان و آیندگان را خواهان باشد،همانا در قرآن تعمق‏نماید».

اگر این گمان از جانب برخی سرشناسان (6) مطرح نگردیده یا به آنان نسبت

داده‏نشده بود،متعرض آن نگردیده در صدد نقد آن بر نمی‏آمدیم،زیرا سستی دلایل

آن‏آشکار است.

اولین سؤال که متوجه صاحبان این پندار می‏شود آن است که از کجا و چگونه‏این

همه علوم و صنایع و اکتشافات روز افزون از قرآن استنباط شده،چرا پیشینیان به

‏آن پی نبرده و متاخرین نیز به آن توجهی ندارند؟!

دیگر آن که آیات مورد استناد با مطلب مورد ادعا بی گانه است.زیرا آیه سوره‏نحل

در رابطه با بیان فراگیر احکام شریعت است.آیه در صدد اتمام حجت‏برکافران است

که روز رستاخیز هر پیامبری با عنوان شاهد بر رفتار امت‏های خودبر انگیخته

می‏شود و پیامبر اسلام نیز شاهد بر این امت می‏باشد،زیرا کتاب وشریعتی که

 بر دست او فرستاده شده کامل بوده و همه چیز در آن بیان شده است وجئنا بک

 شهیدا علی هؤلاء.و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی‏ء و هدی و رحمة و

بشری‏للمسلمین (7).یعنی جای نقص و کاستی در بیان وظایف و تکالیف شرعی

 باقی‏نگذاردیم،تا هدایت و رحمت و بشارتی باشد برای مسلمانان.لذا با ملاحظه

شان‏نزول و مخاطبین مورد نظر آیه و نیز صدر و ذیل آیه،به خوبی روشن است

که‏مقصود از«تبیانا لکل شی‏ء»همان فراگیری و جامعیت احکام شرع است.

اصولا شعاع دائره مفهوم هر کلام،با ملاحظه جای گاهی که گوینده در آن

قرارگرفته،مشخص می‏گردد.مثلا محمد بن زکریا که کتاب‏«من لا یحضره

الطبیب‏»رانگاشت و یاد آور شد که تمامی آن چه مورد نیاز است در این کتاب فراهم

ساخته‏است،از جای گاه یک پزشک عالی مقام سخن گفته است،لذا مقصود وی

از تمامی‏نیازها،در چار چوب نیازهای پزشکی است.بر همین شیوه مرحوم صدوق

 کتاب‏«من لا یحضره الفقیه‏»را تالیف نمود،تا مجموع نیازهای در محدوده فقاهت

راعرضه کند.هم چنین است آن گاه که خداوند بر کرسی تشریع نشسته،در رابطه

باکتب و شرایع نازل شده بر پیامبران،چنین تعبیری ایفا کند که صرفا به

جامعیت‏جنبه‏های تشریعی نظر دارد!

همین گونه است آیه ما فرطنا فی الکتاب من شی‏ء (8) اگر مقصود

 از«کتاب‏»قرآن‏باشد.در صورتی که ظاهر آیه چیز دیگر است و مقصود از کتاب،کتاب

تکوین و دررابطه با علم ازلی الهی است.آیه چنین است: و ما من دابة فی الارض

و لا طائر یطیربجناحیه الا امم امثالکم.ما فرطنا فی الکتاب من شی‏ء ثم الی

 ربهم یحشرون (9).یعنی ماهمه موجودات و آفریده‏ها را زیر نظر داریم و هیچ چیز

 بیرون از علم ازلی ما نیست‏و سرانجام همه موجودات به سوی خدا است.

آیه و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فی البر و البحر و ما تسقط

من ورقة الا یعلمها و لا حبة فی ظلمات الارض و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب

مبین (10) ،در این‏جهت روشن‏تر است،که همه موجودات و رفتار و کردارشان در

 علم ازلی الهی ثبت‏و ضبط است و حضور بالفعل دارد.

و اما حدیث ابن مسعود،صرفا در رابطه با علومی است که وی با آن آشنایی‏داشته

 و آن،علوم و معارف دینی است و مقصود از اولین و آخرین،سابقین ولا حقین انبیا

 و شرایع آنان می‏باشد،که تمام آن چه در آن‏ها آمده در قرآن فراهم‏است.

2- دومین نکته آن که به کارگیری ابزار علمی برای فهم معانی قرآنی،کاری بس‏

دشوار و ظریف است،زیرا علم حالت ثبات ندارد و با پیش رفت زمان گسترش

ودگرگونی پیدا می‏کند و چه بسا یک نظریه علمی-چه رسد به فرضیه-که

روزگاری‏حالت قطعیت‏به خود گرفته باشد،روز دیگر هم چون سرابی نقش بر آب،

محو ونابود گردد.لذا اگر مفاهیم قرآنی را با ابزار ناپایدار علمی تفسیر و توجیه

کنیم،به‏معانی قرآن که حالت ثبات و واقعیتی استوار دارند،تزلزل بخشیده و آن را

نااستوارمی‏سازیم.خلاصه،گره زدن فرآورده‏های دانش با قرآن،کار صحیحی به

نظرنمی‏رسد.

آری اگر دانش مندی با ابزار علمی که در اختیار دارد و قطعیت آن برایش

روشن‏است،توانست از برخی ابهامات قرآنی-که در همین اشاره‏ها نمودار است-

پرده‏بردارد،کاری پسندیده است.مشروط بر آن که با کلمه‏«شاید»نظر خود را آغاز

 کند وبگوید:شاید-یا به احتمال قوی-مقصود آیه چنین باشد،تا اگر در آن نظریه

علمی‏تحولی ایجاد گردد،به قرآن صدمه‏ای وارد نشود،صرفا گفته شود که تفسیر

 او اشتباه‏بوده است.

ما در این بخش از اعجاز قرآنی،با استفاده از برخی نظریه‏های قطعی علم منقول‏

از دانش‏مندان مورد اعتماد،سعی در تفسیر برخی اشارات علمی قرآن نموده‏ایم.

اما به این نکته باید توجه داشت که هرگز نباید میان دیدگاه‏های استوار دین

وفراورده‏های ناپایدار علم،پیوند ناگسستنی ایجاد نمود.

3- نکته سوم،آیا تحدی-که نمایان‏گر اعجاز قرآن است-جنبه علمی قرآن را نیز

شامل می‏شود؟بدین معنا که قرآن آن گاه که تحدی نموده و هم آورد طلبیده،آیا

به‏این گونه اشارات علمی نیز نظر داشته است؟یا آن که بر اثر پیش رفت علم و

پی بردن‏به برخی از اسرار علمی که قرآن به آنها اشارتی دارد،گوشه‏ای از اعجاز این

 کتاب‏آسمانی روشن شده است.به عبارتی دیگر پس از آن که دانش مندان با ابزار

علمی که‏در اختیار داشتند توانستند از این گونه اشارات علمی که تا کنون حالت

ابهام داشته،پرده بردارند و در نتیجه به گوشه‏ای از احاطه صاحب سخن(پروردگار)

پی ببرند ودریابند که چنین سخنی یا اشارتی در آن روزگار،جز از پروردگار جهان

امکان صدورنداشته و بدین جهت مساله اعجاز علمی قرآن مطرح گردیده است!

برخی برهمین عقیده‏اند،که این گونه اشارات علمی دلیل اعجاز می‏تواند باشد.

ولی تحدی به آن صورت نگرفته است،چون روی سخن در آیات تحدی با کسانی

‏است که هرگز با این گونه علوم آشنایی نداشته‏اند. بر این مبنا قرآن در جهت

علمی‏همانند دیگر کتب آسمانی است،که صورت تحدی به خود

نگرفته‏اند،گرچه‏اشارات علمی دلیل اعجاز می‏توانند باشند (11).

ولی این طرز تفکر از آن جا نشات گرفته که گمان برده‏اند روی سخن در آیات

‏تحدی تنها با عرب معاصر نزول قرآن بوده است،در حالی که قرآن مرحله به مرحله

‏از محدوده زمانی عصر خویش فراتر رفته و دامنه تحدی را گسترش داده است،نه

‏تنها عرب بلکه تمامی بشریت را برای ابدیت‏به هم آوردی فرا خوانده است.

یکی از آیات تحدی که در سوره بقره است و پس از ظهور و گسترش اسلام در

مدینه نازل گشته،تمامی مردم را مورد خطاب قرار داده است،پس از خطاب یا

ایهاالناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم لعلکم تتقون -با فاصله یک

 آیه‏می‏فرماید: و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله و ادعوا

 شهداءکم‏من دون الله ان کنتم صادقین.فان لم تفعلوا و لن تفعلوا... (12) همه مردم

 مخاطب قرارگرفته‏اند،تا چنان چه تردیدی در رابطه با صحت وحی قرآنی در دل‏های

 شان راه‏یافته،آزمایش کنند آیا می‏توانند حتی یک سوره همانند قرآن

بیاورند؟هرگزنتوانسته و نخواهند توانست.

آیه قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لا یاتون بمثله و

لو کان‏بعضهم لبعض ظهیرا (13) آب پاکی را بر دست همه ریخته،تمامی انس و جن

را به نحوجمعی-که عموم افرادی و ازمانی هر دو را شامل می‏شود (14) -مورد

تحدی قرارداده است و اعلام کرده که اگر همه انسان‏ها و پریان پشت در پشت

 هم بکوشند تاهم چون قرآنی بیاورند نخواهند توانست.

اکنون می‏پرسیم که این گونه گسترش در دامنه تحدی-که همه انسان‏ها را

 در همه‏سطوح و در طول زمان شامل گردیده است-آیا نمی‏تواند دلیل آن باشد که

همه‏جوانب اعجاز قرآنی،هر کدام به فراخور حال مخاطب خاص خود،مورد تحدی‏قرار

 گرفته باشند؟به سادگی نمی‏توان از کنار این احتمال گذشت‏یا آن رانادیده گرفت!


نمونه‏هایی از اشارات علمی

در قرآن از این گونه اشارات علمی و گذرا بسیار است.برخی از این اشارات از

دیرزمان و برخی در سالیان اخیر با ابزار علم روشن شده و شاید بسیاری دیگر

را گذشت‏زمان آشکار سازد.دانش مندان-به ویژه در عصر حاضر-در این باره

بسیارکوشیده‏اند،گرچه افرادی به خطا رفته ولی بسیاری نیز موفق

گردیده‏اند.نمونه‏هایی‏از این گونه اشارات در بخش اعجاز علمی قرآن در

کتاب‏«التمهید»ج 6 آمده است،در این جا به جهت اختصار به چند نمونه بسنده

می‏کنیم:


رتق و فتق آسمان‏ها و زمین

او لم یر الذین کفروا ان السماوات و الارض کانتا رتقا ففتقناهما (15) «رتق‏»به

معنای‏«به‏هم پیوسته‏»و«فتق‏»به معنای‏«از هم گسسته‏»است.در این آیه آمده

است که‏آسمان‏ها و زمین به هم پیوسته بوده‏اند و سپس از هم گسسته شدند.

مفسران در این پیوسته بودن و گسسته شدن زمین و آسمان‏ها اختلاف

نظرداشته‏اند.بیش‏تر بر این نظر بوده‏اند که مقصود از به هم پیوستگی و گسسته

شدن،همان گشوده شدن درهای آسمان و ریزش باران است، ففتحنا ابواب

السماء بماءمنهمر (16) ،پس درهای آسمان را با آبی ریزان گشودیم‏».و نیز

شکافتن زمین و روییدن‏گیاه،چنان چه می‏فرماید: ثم شققنا الارض شقا فانبتنا

 فیها حبا (17) ،زمین را شکافتیم وپس در آن،دانه رویانیدیم‏».علامه طبرسی گوید:

«و این معنا از دو امام(ابو جعفرباقر و ابو عبد الله صادق علیهما السلام روایت‏شده

است (18) ،در«روضه کافی‏»روایتی ضعیف‏السند از امام باقر علیه السلام

است (19) و در تفسیر قمی روایتی که اتصال سندی ندارد ازامام صادق علیه

السلام روایت‏شده است (20).

تفسیر دیگری در این باره شده که آسمان‏ها و زمین ابتدا به هم پیوسته بودند

سپس از هم جدا گشته و به این صورت در آمده‏اند. چنان چه در سوره‏«فصلت‏»

می‏خوانیم: ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او

کرها قالتااتینا طائعین.فقضاهن سبع سماوات (21) ، [خداوند]هنگامی که به

آفرینش آسمان روی‏آورد،آسمان‏ها به صورت دودی-توده گازی-بودند.آن گاه به

زمین و آسمان فرمان‏داد که به صورت جدا از هم حضور یابند-چه بخواهند و چه

بخواهند-(یعنی یک‏فرمان تکوینی بود)،آن‏ها[به زبان حال]گفتند:فرمان پذیر

آمدیم.سپس هفت‏آسمان را این چنین استوار ساخت‏».

مطلب مذکور در آیه فوق مبین یک حقیقت علمی است که دانش روز،کم و بیش

‏به آن پی برده است و آن این است که منشا جهان مادی به صورت یک توده گازی‏

بوده است.بدین ترتیب واژه‏«دخان‏»در کلمات عرب،دقیق‏ترین تعبیر از ماده‏نخستین

ساختار جهان است.

مولا امیر مؤمنان-مکررا-در نهج البلاغه به همین حقیقت علمی که آیه کریمه

ه‏آن اشارت دارد،تصریح فرموده است.در اولین خطبه نهج البلاغه-که درباره

‏آفرینش جهان است-می‏خوانیم:«ثم انشا سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء

وسکائک الهواء...ثم فتق ما بین السماوات العلی فملاهن اطوارا من

ملائکته،سپس‏خداوند فضاهای شکافته و کرانه‏های کافته و هوای به آسمان و

زمین راه یافته راپدید آورد...آن گاه میان آسمان‏های زبرین را بگشود و از

گونه گون فرشتگان پرنمود».در خطبه 211 می‏فرماید:«ففتقها سبع سماوات بعد

ارتتاقها،آن‏ها را از هم‏شکافت پس از آن که به هم پیوسته بودند».

علامه مجلسی-در شرح روضه کافی-پس از نقل دو روایت‏سابق الذکرمی‏فرماید:

«این دو روایت،بر خلاف آن چیزی است که از مولا امیر مؤمنان علیه السلام‏

رسیده است‏» (22).در این باره تفصیلا سخن گفته‏ایم (23).

ادامه .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 5:7 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 

 

مصائب حضرت زهرا س بعد از رحلت پیامبر اکرم ص

 

*برگرفته از دیوان مرحوم کمپانی*

 

دل افسرده ام از زندگی آمد بیزار

میرسد بس که به گوش دل من ناله ی زار

 

ناله ی وا ابتا میرسد از سوخته ای

کز دل مادر گیتی ببرد صبر و قرار

 

صد چو قُمری کند از ناله ی او نوحه گری

می چکد خون دل از دیده ز منقار،هَزار

 

شرری زهره ی زهرا زده در خرمن ماه

که نه به ثابت به فلک ماند و نه دیگر سیار

 

جورها دید از پس از دور پدر در دوران

نه مساعد ز مهاجر، نه معین از انصار

 

بت پرستی به در کعبه ی مقصود و امید

آشتی زد که برافروخته تا روز شمار

 

 

شرر آتش و آن صورت مهوش عجب است

نور حق کرده تجلی مگر از شعله ی نار!؟

 

طور سینای تجلی متزلزل گردید

چون بدان سینه ی بی کینه فرو شد مسمار

 

نه زسیلی شده نیلی رخ صدیقه و بس

شده از سیل سیه،روی جهان تیره و تار

 

بشنو از بازو و پهلو که چه دید آن بانو؟

من نگویم چه شد اینک در و اینک دیوار

 

دل سنگ آب شد از صدمه ی پهلو که فتاد

گوهری از صدف بحر نبوت به کنار

 

بس که خستند و شکستند ز ناموس اله

بازوی کفر قوی، پعلوی دین گشته نزار

 

 

محتجب شد به حجاب ازلی وقت هجوم

گر شنیدی که نبودش، به سر و روی، خِمار

 

قره ی باصره ی شمس حقیقت را

چون کند جلوه در او خیره بماند ابصار

 

بند در گردن مرد افکن عالم افکند

بت پرستی که همی داشت به گردن زُنار

 

منکر حق شد و بیعت ز حقیقت طلبید

آن که ز اول به خداوندی او کرد اقرار

 

رفت از کف، فدک و ناله ی بانو به فلک

نه که حرفش شرفی داست نه قدرش مقداد

 

هیچ کس اصل اصیلی نفروشد به نخیل

جز خبیثی که بود نخل شقاوت را باد

 

 

نیّر برج حیا شد چو هلالی ز هزال

یا چو آهی که درآید ز درون بیمار

 

روز او چون شب دیجور و تن او رنجور

لاله سان داغ و چو نرگس همه شب را بیدار

 

غیرتش بس که جفا دید از امت نگذاشت

که پس از مرگ وی آیند به گردش اغیار

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت 1:17 PM  توسط جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیکی نویسنده
مطالب پیشین وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
جمال مبارک استــادم حاج عـلی قربــــــانی
وصفی از این
عشقنـــامه:

با سلام
ما
سعي دارم مطالب مفيد
مذهبی-سیاسی- اجتماعی
و آدرس جلسات
حاج علی قربانی(حاج قربان)
را در اختيار شما عزيزان قرار دهم .
باشد که قدمی در راه
شاد کردن دل مولایمان
صاحب الزمان(عج)
برداشته باشم.
امضا:
مجانین اباعبدالله الحسین
________________

***************
***************
________________



تلفن
هیئت عشاق الحسین ع:
77656373

لینکستــان
عقل چه میگوید*خودم مینویسم*
سایت رسمی هیئت عشـاق الحسیـن (ع)*****حاج قربـان*****عزیـز
دفترمقام معظم رهبری
آیت الله الشهید سید محمّد باقر حکیم
دولت جمهوری عراق
دولت جمهوری اسلامی ایران
هيئت حسين جان*حاج منصور ارضی*
هيئت مكتب الزهرا(س)*حاج محمد رضا طاهری*
مسجدحضرت امير(ع)*حجة الاسلام علوی تهرانی*
هيئت مكتب الحسين(ع)*كربلايی نريمان پناهی*
هيئت رزمندگان شميرانات*حاج محمود كريمی*
هيئت آل كساء*كربلايي موسی رضايی*
هیئت فاطمیون قم*حاج مهدی سلحشور*
هيئت ثارالله*مسجد الهادی(ع)*
هیئت علمدار مشهد الرضا(ع)*کربلایی مهدی اکبری*
هيئت عشاق العباس(ع)*كربلايی روح الله بهمنی*
هيئت روضة العباس-بيت الرضا(ع)*كربلايی مهدی كمانی*
هيئت روضة العباس(ع)‌‌‌*كربلايی حسين سيب سرخی*
هیئت جنت العباس (ع)*کربلایی محمود استاد باقر*
مهــــديه تهران
ویکی پدیا
سفارت جمهوری عراق در تهران (امور کنسولگری)
حجت الاسلام شهاب مرادی
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
نویسنده
جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع
مهند
اهل عشق
1- ****با خدا بودن هم عالمی داره****
2- حبل المتین
3- بچه های یاسین
4- روضة العشاق
5- سلام
6- پنجره هایی بر حصار عبوس تنهایی من
7- محفل دلسوختگان
8- رقص گلها
9- علمدار صبح
10- خادم الشهداء
11- مطالعات امنیتی نظامی و مسائل استراتژیک
12- از معرتا...شعر
13- مدیون خدا
14- سید قریشی
15- هنر جنگ
16- یا لثارات الحسین ع
17- ساربان
18- امین عشق
19- کاتب عشاق
20- طائفین الحسین ع
21- محبان جواد الائمه ع
22- موعود نامه
23- محبان اهل بیت (ع)شهرستان رشت
24-گفتمان آزاد
25-هبوط به کویر
26-پايگاه خبري هيات جوانان شهداي گمنام(حاج مهدي سلحشور)
27-رضا قاسمی
28-ملیکه
29-حاج همت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM