![]() |
![]() |
|
| غمت در نهان خانه ی دل نشیند *** به نازی که لیلی به محمل نشیند |
|
نقش کوهها در استواری زمین در نه جای قرآن از کوهها با تعبیر«رواسی»یاد شده است (24) و جعلنا فی الارضرواسی ان تمید بهم (25) ،و کوهها را در زمین پا بر جا و استوار نهادیم تا مبادا[زمین]آنان[مردم]را تکان دهد و بلرزاند». اساسا تعبیر از کوهها به«رواسی»بدان جهت است که«ثابتهایی»هستند که برریشههای مستحکم استوار میباشند و از ماده«رست السفینة»گرفته شده،به معنایلنگر انداختن کشتی است که به وسیله این لنگرها در تلاطم آبهای دریا استوار وپا بر جا میماند.از این رو،کوهها هم چون لنگرهایی هستند که زمین را در گردشها وچرخشهای خود،از لرزش و تکان باز میدارد. هم چنین از کوهها به«اوتاد»تعبیر شده،به معنای میخها،که زمین را از هم پاشیو فرو ریزی نگاه میدارد و الجبال اوتادا (26). مولا امیر مؤمنان در این زمینه گفتاری دارد،که به خوبی تعابیر اعجاز گونه قرآن راروشن میسازد.میفرماید: «و جبل جلا میدها،و نشوز متونها و اطوادها،فارساها فی مراسیها،و الزمهامقراراتها.فمضت رؤوسها فی الهواء،و رست اصولها فی الماء.فانهد جبالها عنسهولها،و اساخ قواعدها فی متون اقطارها و مواضع انصابها.فاشهق قلالها،و اطالانشازها،و جعلها للارض عمادا، و ارزها فیها اوتادا.فسکنت علی حرکتها من انتمید باهلها،او تسیخ بحملها،او تزول عن مواضعها.فسبحان من امسکها بعدموجان میاهها (27) ،هم راه با سرشتن صخرههای بزرگ زمین و بر آمدن دل این صخرههاو قلههای بلند سر به فلک کشیده،در جای گاههای خود استواریشان بخشید.پسقلهها را در هوا به بلندا برد و ریشههای شان را در آب فرو کشید.بدین سان خداوندکوهها را با بلنداشان از دشتها جدا ساخت و پایههای شان را چونان ریشه درختاندر زمینهای پیرامون و مواضع نصبشان،در اعماق زمین نفوذشان داد.کوهها را باقلههایی بس بلند و سلسلههایی به هم پیوسته و دراز،تکیهگاه زمین ساخت وچونان میخها بر آن بکوفت. چنین است که زمین به رغم حرکات گوناگونی که دارد،برای ساکنانش از لرزش و تکان نگاه داشته شد و از فرو در کشیدن بار خود، بازداشته شد و از لغزش از جای گاه خود در امان ماند.پس بزرگ استخداوندی کهزمین را به رغم تلاطم امواج خروشان آبهای آن،چنین استوار نگاه داشت». در بخشی از این گفتار درربار آمده:«زمین به رغم حرکتهای خود از لغزش ولرزش و فرو پاشیدگی نگاه داشته شد.»از این گفتار سه نکته به دست میآید: 1- زمین دارای حرکتهای گوناگون است،ولی به رغم این حرکتها آرامش وتعادل خود را حفظ کرده است. 2- پوسته زمین مستحکم است و از هم نمیگسلد و لایههایش گسسته نمیشود،تا ساکنان و بارهایش را در درون خود فرو نکشد. 3- زمین در حرکت وضعی و انتقالی و برخی حرکتهای دیگر،آرام و استواراست و از مدارهایی که به طور منظم در آن میگردد، بیرون نمیافتد. این گونه نکتهها امروزه مورد تایید اکتشافات و پژوهشهای علمی قرارگرفته است.این اثر بزرگ کوهها-که حیات را بر پهنای زمین میسر ساخته استبه دلیل آن است که سلسله کوههای پراکنده در پوسته سخت زمین،همانند کمربندزنجیرهای اطراف زمین را در بر گرفتهاند. اکنون بهتر میتوانیم به ظرافت و دقت فرموده امام علیه السلام در خطبه یکم نهج البلاغهپی ببریم،که به جای کلمه جبال(کوهها) واژه صخور(صخرهها)را به کار برده«و وتدبالصخور میدان ارضه،و به کوههای گران،زمین را میخ کوب نموده به آن استواریبخشیده است».این گفتار،تفسیر آیه فوق الذکر است و جعلنا فی الارض رواسی انتمید بهم (28).امام علیه السلام جنبه«صخرهای»بودن کوهها را در جهت استحکام و استواریمرتبط میداند. سلسله کوههای سنگی-با پستی و بلندیهایی که دارند-نقش بزرگی در تعادلزمین و ثبات اجزا و استواری پوسته آن دارند تا این کوهها با وجود شعلهور بودندرون و التهاب گداختههای آن،درهم شکسته و لرزان نشوند. آشنایان با علوم طبیعی میدانند که زمین با حلقههایی از سلسله کوهها،محاصرهشده است و این امر عامل حفظ بیشتر ثبات زمین میباشد.حکمت و چگونگیارتباط این سلسله کوهها با یک دیگر و جهت امتداد آنها نیز بر طبیعی دانان پوشیدهنیست.این سلسله کوهها بر اساس نظمی بدیع و محکم و توجه بر انگیز،زمین را بهشکل حلقههایی کوهستانی در آورده است که از چهار طرف آن را در بر گرفتهاند. وقتی به نقشه طبیعی زمین نظر میافکنیم،ناهم واریهای زمین را به روشنیمشاهده میکنیم و میبینیم سلسله کوهها به طور عموم در طول هر قاره امتدادمییابد.گویا این کوهها ستون فقرات قارهها هستند. هنگامی که به شبه جزیرههای هر قاره مینگریم سلسله کوهها را در طولانیترینشکل ممکن امتداد یافته مییابیم.در طول جزایر کوهستانی-بزرگ یا کوچک-نیزسلسله کوههایی یافت میشود. امروزه با سیر و مطالعه در بستر دریاها و اقیانوسها به طور یقین ثابتشده استکه بیشتر جزیرهها و ارتفاعات آنها در حقیقت دامنه و امتداد سلسله کوهها وجزئی از آنها هستند،به این صورت که قسمتی از آن کوهها در آب دریاها فرو رفته وپوشیده شده و بخشی دیگر همانند جزیرهها،بر سطح آب آشکار است. بنابر این تمام قارهها به وسیله سلسله کوهها و از طریق خشکی یا دریا به یک دیگرمتصلاند.جالب توجه استبدانیم،حلقهای از سلسله کوهها در زیر دریا و درنزدیکی ساحل شمالی قارههای سه گانه شمالی قرار دارد که کاملا اقیانوس منجمدشمالی را در بر گرفته است و بسیاری از جزیرههای حاشیه این ساحلبرجستگیهای آن سلسله کوهها هستند. یعنی در قطب جنوب نیز حلقه دیگری از سلسله کوهها قرار دارد که قطبمنجمد جنوب را در بر گرفته است.بین دو حلقه یاد شده حلقههای دیگر سلسلهکوهها که در طول قارهها و اقیانوسها از شمال تا جنوب امتداد دارد پیوندی محکمایجاد کرده است.گویی این سلسله کوهها،چار چوبهایی مشبک هستند که پنجهدر دست آویز زمین زدهاند و از متلاشی شدن و تجزیه و پراکندگی ذرات زمین درفضا جلوگیری میکنند. از جهت دیگر،درون زمین شعلهور است.آتش بر افروخته و زبانهدار وخشمگینی در درون زمین شعلهور است،گویی نزدیک است از خشم به جوش وخروش آید و اگر ضخامت و سختی پوسته زمین نبود،این آتش بر افروخته زمین رادرهم میریخت.زمین لرزهها و آتش فشانهایی که گه گاه مشاهده میشود بخشیناچیز از التهاب و فوران آتش درونی زمین است. سختی و ضخامت پوسته روی زمین-که از دیر باز سرد مانده است-از فوراندرون بر افروخته زمین مانع میشود و اگر سختی و صلابت پوسته زمین نبود،لرزشهای شدید و مستمر تمام زمین را فرا میگرفت.اگر خداوند زمین را نگهنمیداشت و آرامش نمیبخشید،زمین ساکنانش را در خود فرو میکشید واطرافش شکافته میشد و همه چیز در هم فرو میریخت.اما خداوند آسمان وزمین را نگاه میدارد تا از استواری که دارند نلغزند ان الله یمسک السماوات و الارض ان تزولا (29). ملاحظه میشود که کوهها صخرههای کوهستانی سلسله واری هستند که زمین رااحاطه کرده اثر مستقیمی بر توازن زمین دارد و جلوی لرزش آن را میگیرد،به علاوهسختی این پوسته در بر گیرنده زمین جلوی اشتعال درونی زمین را نیز میگیرد،که درکلام مولا امیر مؤمنان علیه السلام به این حقایق آشکار(از دیدگاه علم روز)اشارت فرمودهاست (30). و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السماء (31). در این آیه از سختی و دشواری زندگی گم راهان سخن میگوید و آنان را به کسیتشبیه میکند که در حال صعود به لایههای بالایی جو است و در اثر این صعوددچار تنگی نفس و فشار سختبر سینه خود میگردد. مفسران پیشین در وجه تشبیه،در آیه فوق اختلاف نظر دارند.برخی بر این باوربودهاند که مقصود تشبیه به کسی است که بیهوده میکوشد تا پرواز کند و مانندپرندگان در آسمان به پرواز در آید،چون این کار برایش مقدور نیست ناراحتمیشود و از شدت ناراحتی نفس کشیدن بر او دشوار میگردد. برخی گفتهاند که این تشبیه همانند حالتی است که درختان نو نهال بخواهند درجنگلهای انبوه رشد یابند،اما درختان کهن سر درهم کرده راه سر بر افراشتن رامسدود میکنند و این درختان تازه رشد به سختی و دشواری راه خود را به فضایآزاد باز میکنند. مطالبی از این قبیل گفته شده که هیچ کدام مفهوم آیه را به خوبیروشن نمیسازد. ولی امروزه با پی بردن به پدیده فشار هوا در سطح زمین و تناسب آن با فشاردرجه خون از داخل بدن،که موجب تعادل فشار بیرونی و درونی است،وجه تشبیهدر آیه بهتر روشن شده و تا حدودی از ابهامات تفاسیر پیشین کاسته شده است. اشتباه مفسران پیشین در این بوده که از تعبیر«یصعد فی السماء»با تشدید صاد وعین و به کار بردن«فی»-کوشش برای صعود به آسمان فهمیدهاند.در صورتی که اگراین معنا مقصود بود،بایستی واژه«الی»را به جای«فی»به کار میبرد.دیگر آن که«یصعد»-از نظر لغت-مفهوم«صعود»و بالا رفتن را نمیدهد،بلکه کاربرد این لفظاز باب تفعل«تصعد»-برای افاده معنای به دشواری افتادن میباشد به گونهای که ازشدت احساس سختی،نفس در سینه تنگ شود.در لغت«تصعد نفسه»به معنای بهدشواری نفس کشیدن و تنگی سینه و احساس درد و رنج است.واژههای«صعود»و«صعد»بر دامنههای صعب العبور اطلاق میشود و برای هر امر دشوار بسیارسختی به کار میرود.در سوره جن آمده: و من یعرض عن ذکر ربه یسلکه عذاباصعدا (32) ،و هر که از یاد پروردگار خود روی گرداند،او را در عقوبت دشواری درمیآورد».در سوره مدثر نیز آمده: سارهقه صعودا (33) ،او را به سختترین عقوبتیدچار میسازم». از این رو معنای«کانما یصعد فی السماء»چنین میشود:او مانند کسی است که درلایههای مرتفع جو،دچار تنگی نفس و سختی و دشواری فراوان گشته است.درواقع کسی که خدا را از یاد برده-در زندگی-مانند کسی است که در لایههای بالاییجو قرار دارد و دستخوش درد و رنج و سختی تنفس است.لذا از این تعبیر(اعجازگونه)به خوبی به دست میآید که اگر کسی در لایههای فوقانی جو فاقد وسیلهحفاظتی باشد،دچار چنین دشواری و تنگی نفس میگردد.این جز با اکتشافاتعلمی روز قابل فهم نیست،که در آن روزگار برای بشریت پوشیده بوده است. پیشینیان بر این عقیده بودهاند که هوا فاقد وزن است،تا سال 1643 م که وسیلههوا سنجی بر دست«توریچلی»(1608-1647)اتراع گردید (34) و بدین وسیله پیبردند که هوا دارای وزن است.هم چنین پی بردند که هوا ترکیبی از گازهایمخصوصی است که هر یک وزن مشخصی دارد و میتوان وزن هوا را در هر کجا بامقدار فشاری که وارد میآورد،سنجید و هر چه از سطح دریا بالا رویم از این فشارکاسته میشود.اکنون به دست آمده که فشار هوا در سطح دریا،معادل ثقل لولهعمودی جیوه به ارتفاع 76 سانتیمتر است. همین فشار در سطح دریا بر بدن انسانوارد میشود.ولی در ارتفاع 5 کیلومتر از سطح دریا،این فشار به نصف کاهشمییابد.پس هر چه بالاتر رود،این فشار به طور معکوس پایین میآید،به ویژه درلایههای بالای هوا که تراکم هوا به گونه فاحشی پایین میآید و رقیق میگردد. در واقع نیمی از گازهای هوایی،یعنی تراکم پوشش هوایی چه از لحاظ وزن وچه از لحاظ فشار،در میان از سطح دریا تا ارتفاع 5 کیلومتر واقع گردیده و سه چهارمآن تا ارتفاع 12 کیلومتر میباشد.ولی موقعهی که به ارتفاع 80 کیلومتر برسیم،وزنهوا تقریبا به 20000/1 پایین میآید.به وسیله شهابهای آسمانی به دست آمده کهتراکم هوا تقریبا تا حدود ارتفاع 350 کیلومتر است،زیرا از فاصله 350 کیلومتریسنگهای آسمانی بر اثر اصطکاک و بر خورد با ذرات هوا ملتهب و شعلهورمیگردند (35). هوا سنگینی و فشار خود را از تمامی جوانب بر بدن ما وارد میسازد،ولی مافشار و سنگینی آن را احساس نمیکنیم،زیرا فشار خون عروق بدن ما معادل فشارهوا است و هر دو فشار خارج و داخل بدن متعادل میباشند.لیکن موقعی که انسانبر کوههای بلند بالا میرود و فشار هوا کم میشود،این تعادل بر هم خورده،فشارداخلی از فشار خارجی بیشتر میشود.اگر رفته رفته فشار هوا کاهش یابد،گاه خوناز منافذ بدن بیرون میزند.اولین احساسی که به انسان در آن هنگام رخ میدهد،سنگینی بر دستگاه تنفسی است که بر اثر فشار خون بر عروق تنفسی تحمیلمیشود و مجرای تنفس را تنگ کرده و موجب دشواری تنفس میگردد (36). و جعلنا من الماء کل شیء حی (37).پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده:«کل شیء خلق منالماء» (38). طبق آیه فوق و فرموده پیامبر،همه موجودات منشا هستی خود را از آبگرفتهاند.مرحوم صدوق از جابر بن یزید جعفی-که از بزرگان تابعین (39) به شمارمیرود-از امام باقر علیه السلام پرسشهایی دارد،از جمله در رابطه با آغاز آفرینش جهانمیپرسد.امام در جواب میفرماید:«اول شیء خلقه من خلقه،الشیء الذی جمیعالاشیاء منه،و هو الماء (40) ،نخستین آفریدهای که خدا خلق کرد،چیزی است کهتمامی اشیا از آن است و آن آب است». مرحوم کلینی در روضه کافی روایتی از امام باقر علیه السلام آورده که در جواب مرد شامیفرموده:«نخست آن چیزی را آفرید که همه چیزها از آن است و آن چیز که همه اشیااز آن آفریده شده،آب است.در نتیجه خدا نسب هر چیزی را به آب میرساند،ولیبرای آب نسبی که بدان منسوب شود قرار نداد» (41). هم چنین محمد بن مسلم-که شخصیتی عالی قدر به شمار میرود-ازامام صادق علیه السلام چنین روایت کرده است:«کان کل شیء ماء،و کان عرشه علیالماء» (42). آیه شریفه: و هو الذی خلق السماوات و الارض فی ستة ایام و کان عرشه علی الماء (43) ،و او است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش[تدبیر]او[پیش ازآن]بر آب بود»،دلالت دارد که پیش از پیدایش جهان هستی،از آسمانها گرفته تازمین،آب پدید آمده است،زیرا در تعبیر«و کان عرشه علی الماء»واژه«عرش»کنایه ازعرش تدبیر و منظور،علم خدای متعال استبه همه مصالح و شایستگیها وبایستگیهای هستی،در برههای که جز آب چیزی نبوده است.در نتیجه آیه کنایه ازآن است که خدای تعالی بود و هیچ چیز با او نبود،و خداوند پیش از آفرینش جهانابتدا آب،سپس همه مخلوقات را از آب آفرید. قرآن کریم در چند جا اشاره دارد که ریشه زندگی،هم در منشا و پیدایش و هم درصحنه هستی و تداوم حیات،همه از آب است. میفرماید: و جعلنا من الماء کل شیء حی (44) ،هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم». و الله خلق کل دابة من ماء (45) ،خدا هر جنبندهای را از آب آفرید». درباره انسان میگوید: و هو الذی خلق من الماء بشرا (46) ،و او است که از آب بشری آفرید». مقصود از این آب همان آبی است که سر منشا همه موجودات است چنان چه درآیات فوق آمده،یا منظور از آب،نطفه است چنان چه در آیه خلق من ماء دافق (47) ،[آدمی]از آبی جهنده آفریده شد». الم نخلقکم من ماء مهین (48) ،مگر شما را از آبیپست نیافریدیم؟». مقصود از«پست»بد بو و نفرت آور،بر حسب ظاهر است.ولیبیشتر مفسرین بر این عقیدهاند که منظور از«ماء»همان پدیده نخستین است«اولما خلق الله الماء (49) ،نخستین چیزی که خدا آفرید آب بود»،که تمامی پدیدهها از آنریشه گرفتهاند،زیرا بذر نخستین موجود زنده تنها از آب پاشیده شد،همان بذراولیهای که به صورت حیوان ساده تک سلولی(آمیپ)شکل گرفت و به سویجان دارانی که اعضای پیچیده با بیش از یک میلیون سلول پیش رفت کرد. اما چگونگی پیدایش حیات-در آب اقیانوسها،دریاها و باتلاقها-از نکاتمبهمی است که هنوز علم تجربی بدان دست نیافته است. از این رو است که تئوریتکامل جان داران-به هر شکل و فرضیهای که تا کنون مطرح شده-به بررسی مرحلهپس از پیدایش نخستین سلول زنده پرداخته است،اما برهه پیش از آن هنوز مجهولمانده است.همین اندازه معلوم گشته که حیات به اراده الهی-که بر تمامی مقدراتهستی چیره است-به وجود آمده است و این امر مسلمی است که از پذیرش آنگریزی نیست،زیرا که هم تسلسل باطل است و هم خود آفرینی محال.دانش تجربیروز هم خود آفرینی را باطل میشناسد (50). و جعلنا السماء سقفا محفوظا و هم عن آیاتها معرضون (51) ،و آسمان را سقفی محفوظ[بر فراز زمین]قرار دادیم،که اینان از نشانههای آن روی گردانند». گرد زمین را پوشش هوایی ضخیمی فرا گرفته،که عمق آن به 350 کیلومترمیرسد.هوا از گازهای«نیتروژن»-به نسبت 03/78 درصد و«اکسیژن»به نسبت99/20 درصد و اکسید کربن به نسبت 04/0 درصد و بخار آب و گازهای دیگر بهنسبت 94/0 درصد ترکیب یافته است.این پوشش هوایی با این حجم ضخیم و بااین نسبتهای گازی فراهم شده در آن،هم چون سپری آسیب ناپذیر،زمین را دربر گرفته و آن را از گزند سنگهای آسمانی که به حد وفور (52) به سوی زمین میآیند و ازهمه اطراف،تهدیدی هول ناک برای ساکنان زمین به شمار میروند،حفظ کردهزندگی را بر ایشان امکان پذیر میسازد. فضا انباشته از سنگهای پراکندهای است که بر اثر از هم پاشیدگی ستارههایمتلاشی شده به وجود آمدهاند.از این سنگها به صورت مجموعههای بزرگ وفراوانی پیرامون خورشید در گردشند و روزانه تعداد زیادی از این سنگها موقعنزدیک شدن به کره زمین به وسیله نیروی جاذبه به سمت زمین کشیده میشوند.اینسنگها برخی بزرگ و برخی کوچک و با سرعتی حدود(60-50) کیلومتر در ثانیهبه سوی زمین فرود میآیند،که سرعتی فوق العاده است.ولی هنگامی که وارد لایههوایی میشوند در اثر سرعت زیاد و اصطکاک فوق العاده با ذرات هوا،داغ شده شعلهور میشوند و در حال سوختن یک خط نوری ممتد به دنبال خود ترسیممیکنند و به سرعت محو و نابود میشوند که به نام شهاب سنگ شناخته شدهاند. برخی از این سنگ پرتابها آن اندازه بزرگاند،که از لایه هوایی گذشته،مقداری ازآن به صورت سنگهای سوخته با صدای هول ناکی به زمین اصابت میکند. این خود از آثار رحمت الهی است که ساکنان زمین را از آسیب پرتابهایآسمانی فراوان در امان داشته و پوششی بس ضخیم آنان را از گزند آفاتگرداگردشان محفوظ داشته است که اگر چنین نبود،امکان حیات بر روی کره زمینمیسر نبود.علاوه در مورد پوشش اطراف زمین وجود لایه ازن از اهمیتبالاییبرخوردار است.این لایه که در اثر رعد و برق به وجود میآید،زمین را در برابرپرتوهای مضر کیهانی محافظت میکند.اگر این لایه نبود حیات روی زمین ممکننمیشد.که تفصیل آن در جای خود آورده شده است.پس هم واره باید گفت: سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین (53). پینوشتها: 1- نحل 16:89. 2- انعام 6:38. 3- انعام 6:59. 4- غزالی،احیاء العلوم باب 4،آداب تلاوة قرآن،ج 1،ص 296. 5- مانند ابو الفضل مرسمی(متوفای 655).و ابو بکر معروف به ابن العربی معافری(متوفای 544).و شایدظاهر کلام ابو حامد غزالی و زرکشی و سیوطی نیز همین باشد،البته قابل تاویل نیز میباشد.که در مقدمه ج 6 التمهید آوردهایم. 6- نحل 16:89. 7- انعام 6:38. 8- همان. 9- انعام 6:59. 10- ر.ک:دکتر احمد ابو حجر،التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان،ص 131. 11- آیات شماره 21 و 23 و 25. 12- اسراء 17:88. 13- این یک اصطلاح اصولی است و مقصود همه افراد در طول زمان میباشد. 14- انبیا 21:30. 15- قمر 54:11. 16- عبس 80:27-26. 17- مجمع البیان،ج 7،ص 45. 18- کافی شریف،ج 8،ص 95،شماره 67 و ص 120،شماره 93. 19- تفسیر قمی،ج 2،ص 70. 20- فصلت 41:12-11. 21- مرآة العقول،ج 25،ص 232.در نتیجه دو روایتسابق الذکر به جهت ضعف سند،قابل استناد نیستند.تنهافرموده مولا امیر مؤمنان که سند قطعی است میتواند تفسیر آیه باشد. 22- ر.ک:التمهید،ج 6،ص 139-129. 23- سورههای رعد:3.نمل:61.حجر:19.ق:7.نحل:15.لقمان:10.انبیا:31.فصلت:10.مرسلات:27. 24- انبیا 21:31. 25- نبا 78:7. 26- خطبه شماره 211(صبحی صالح)ص 328. 27- انبیا 21:31. 28- فاطر 35:41. 29- برای توضیح بیشتر ر.ک:التمهید،ج 6،ص 161-151. 30- انعام 6:125. 31- جن 72:17. 32- مدثر 74:17. 33- ر.ک:تاریخ علوم«پی یر روسو»ترجمه حسن صفاری،ص 256. 34- انبیا 21:30. 35- بحار الانوار،ج 54،ص 208،شماره 170.الدر المنثور،ج 4،ص 317. 36- تابعین به کسانی گفته میشود که پس از اصحاب آمده از ایشان کسب فیض نمودند و خود به دیدار مبارک پیامبر نایل نگردیدهاند. 37- کتاب توحید صدوق،ص 67،شماره 20،باب التوحید. 38- کافی شریف،ج 8،ص 94،شماره 67. 39- همان،ص 95،شماره 68. 40- هود 11:7. 41- ر.ک:بصائر جغرافیة،نوشته استاد رشید رشدی بغدادی،ص 208-205. 42- ر.ک:مبادیء العلوم العامة.ص 57 و نیز کتاب«مع الطب فی القرآن الکریم»،ص 21. 43- فرقان 25:6. 44- انبیا 21:30. 45- نور 24:45. 46- فرقان 25:54. 47- طارق 86:6. 48- مرسلات 77:20. 49- تفسیر فخر رازی،ج 24،ص 16. 50- برای تفصیل بیشتر ر.ک:التمهید،ج 6،ص 61-31. 51- انبیا 21:32. 52- روزانه میلیونها سنگ پرتاب آسمانی به سوی زمین هدف گیری میشود. 53- زخرف 34:13. |
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیکی نویسنده مطالب پیشین وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| جمال مبارک استــادم حاج عـلی قربــــــانی |
وصفی از این
عشقنـــامه: با سلام ما سعي دارم مطالب مفيد مذهبی-سیاسی- اجتماعی و آدرس جلسات حاج علی قربانی(حاج قربان) را در اختيار شما عزيزان قرار دهم . باشد که قدمی در راه شاد کردن دل مولایمان صاحب الزمان(عج) برداشته باشم. امضا: مجانین اباعبدالله الحسین ________________ *************** *************** ________________ تلفن هیئت عشاق الحسین ع: 77656373 |
| نویسنده |
|
جمعی از مجانین اباعبدالله الحسین ع مهند |
|
RSS
|